قانون نظام منقح و به رونق آن افزود .
حكومت گلپايگان و خوانسار از عربستان و لرستان مجزى و محول به نواب و الا احمد ميرزا « 6 » شد .
بهرام خان برادر كهتر حسنعلى خان سرتيپ سرهنگ فوج گروسى شد .
سيصد چهارصد خانوار مشهدى و هراتى كه در ايام انقلاب آن شهر به هرات رفته به واسطهء امنيت اين بلد عود نمودند و كار زراعت خراسان نيز منسق شد .
پسران امام وردى خان نيشابورى كه به اطمينان قلعههاى خود حسينآباد و توزندهجان دم از خودسرى مىزدند ، اللهقلى خان حاكم نيشابور با معدودى از سپاه منصور آنها را دستگير نموده قلاع ايشان را كوبيد .
صد نفر ريشسفيدان و كدخدايان معتبر سرخس خدمت نواب - و الا حسام السلطنه حكمران خراسان آمده متعهد خدمتگزارى و اطاعت شدند .
ظهير الدوله ميرزا محمد على برادر ميرزا نجف خان را از هرات با عريضه به دربار همايون فرستاد .
اهالى لارستان فارس را كه به واسطهء قلاع مستحكمه و جبال شامخه راه طغيان مىسپردند نواب و الا نصرة الدوله حكمران فارس مقهور و مطيع نموده بعد از گرفتن هفت قلعه از آنها باز جمعى در قلعهء بهده كه چهار هزار ذرع دور آن است و در سر كوهى كه هشتصد ذرع ارتفاع دارد واقع متحصن بودند آن قلعه را نيز به ضرب توپ و جلادت فوج سيلاخورى مسخر كرده آن نواحى كاملا امن شد .
موكب همايون اعلى روز سهشنبه نوزدهم جمادى الثانيه به قصر قاجار نقل مكان فرمود كه در ماه رجب تشريففرماى صفحات اصفهان شوند .
هامش
( 6 ) - پسر دهم عباس ميرزا نايب السلطنه .