حكومت يزد به محمد حسن خان سردار و نيابت حكومت معزى اليه به شيخعلى خان ايروانى مقرر شد .
كلب حسين خان آجودانباشى مأمور سرپرستى قشون آذربايجان گرديد .
عليقلى خان شقاقى سرهنگ فوج دامغان شد .
هم دراين سال مقرر شد چهارده فوج از عساكر منصوره هميشه متوقف دارالخلافه باشند و چون پيش از اين رسم بود مأمور ديوانى به هر جا مىرفت از رعيت عنفا سيورسات مىگرفتند حكم شد منبعد به احدى سيورسات ندهند . هركس به هرجا مأمور است وجه نقد داده هرچه مىخواهد ابتياع نمايد .
آبله كوبيدن اطفال كه در ايران رسم نبود و ازاينجهت غالب يا تلف مىشدند يا معيوب مىگرديدند حسب الحكم در تمام بلاد معمول شد « 3 » .
در بعضى از منازل راه خراسان مثل الهاك و زيدر كه راه عبور و مرور تركمان بود و رعيت آنجا متفرق شده بود بناى قلعه گذاشتند و تفنچگى و مستحفظ قرار دادند و رعايا دوباره به جاى خود آمدند .
ايجاد تذكرهء عبورومرور در جميع بلاد ايران كه مترددين از بلدى به بلد ديگر بىتذكره عبورومرور ننمايند نيز دراين سال شد .
هم دراين سال كاروانسراى معروف به كاروانسراى امير مشتمل بر سيصد و شش حجرهء تحتانى و فوقانى در دارالخلافه بنا شد .
محمد رحيم خان نسقچىباشى به حكومت خوى مأمور و روانه شد ( جناب محمد رحيم خان علاء الدوله هم از آن وقت به واسطهء خدمات جليلهء اين دولت ابد مدت تحصيل مراتب اعتبارات كامله روزبهروز به مقامى منيع و درجهاى رفيع رسيده تقريبا چهار سال قبل يكى از وزراى سته و بعد از آن منصب وزارت دربار يافتند . اينك نيز از بزرگان و وزراى
هامش
( 3 ) - در خصوص آبلهكوبى در ايران كه به سعى ميرزا تقىخان اميركبير موسوم و معمول گرديد ، رجوع شود به مقالهء شادروان عباس اقبال آشتيانى ، تحت عنوان « آبله كوبى » ( مجلهء يادگار ، سال چهارم شمارهء سوم ص 68 تا 72 ) .