دو ساعت از شب گذشته ، جمعى زوار كرمانى آمدند . ملا حسن نام كرمانى ، روضه خواند . رقّتى شد . در اين اثنا باد و طوفانى شديد شده ، احمال و اثقال مردم را به اين طرف و آن طرف پراكنده ، تا يك ساعت حالت زوار و مسافرين را پريشان داشت .
بعد اندكى باران آمده ، هوا خوب و صاف و مهتاب شد . پنج ساعت از شب گذشته شبگير نمودند .
[ حوض سرطريق ]
روز جمعه هفدهم : منزل سرحوض سرطريق است . سرطريق اسم قلعهء كوچكى است در دو فرسخى راه ، از جانب يسار ما بين مشرق و قبله ، و از جانب يمين بشرويه ، در هفت فرسخ فاصله واقع است . ظرف سفال و برك و شال قصبهء بشرويه معروف است .
در جنب حوض سرطريق دو اطاق كثيف بسيار بد هست . شبها عوامل اهل سرطريق اينجا آمده ، آب مىخورند و مىخوابند . صبح بر سر كار و چرا مىروند .
روز شنبه هيجدهم : منزل در ديه اصفاك است . از حوض سرطريق تا اينجا هفت فرسخ مسافت است . پاسى از شب گذشته ، بار كرده ، دو ساعت از روز برآمده ، يك مرتبه قريهء اصفاك در پانصد قدمى پيدا شد . سبز و خرم . باطراوت و صفا . در مسجدى كه تازه رجب نام رعيت تعمير نموده و مشرف بر استخر « 21 » آب روان و اشجار بيد و شاتوت و غيره است منزل شد . بسيار باصفا منزلى است . نان بسيار خوبى دارد . از لبنيات هم همه چيز اينجا به هم مىرسد . در اين منازل زمينها ريگ و هوا گرم است .
روز يكشنبه نوزدهم : سه ساعت از آفتاب برآمده ، وارد ده محمد گرديده ، در رباطى كه از بناهاى ميرحسنخان عرب طبسى است ، منزل شد . رباطى سخت محكم از آجر و سنگ و گچ . و سكوها از سنگ ساختهاند . بر سردر رباط سنگى نصب و اين اشعار را بر آن « 22 » نقر نمودهاند .
از فيض فضل حضرت حق واجب الوجود * توفيق گشت شامل حال سپهر جود
مير « 23 » عرب امير حسنخان كه همتش * بنياد ظلم و جور ز لوح زمن زدود
هامش
( 21 ) - متن : اسطخر .
( 22 ) - متن : او .
( 23 ) - متن : مهر .