گاورس « 19 » است .
اغنام و احشام هم دارند . امروز در چهار طاقى كه اسمش مسجد است و بر لب آب شور واقع منزل شد . از دو طرف آب و سبزه نمايان است . غالب اهل بجستان از رجال و نسوان مشغول رشتن و بافتن پشم و شال مىباشند .
امنيت در اين منازل به حديست كه زوار و قوافل زاد و راحلهء خود را بر سر راه ريخته ، به اطمينان مىخوابند .
ديشب وقت سحر قافلهء كرمان مىگذشت ، يك نفر كرمانى اين شعر را مىخواند :
[ بيت ]
شب شنبه ز كرمان بار كردم * غلط كردم كه پشت بر يار كردم
بنده را بالبديهه اين دو بيتى به خاطر رسيده و هوهذه .
[ بيت ]
اگرچه مو گنه وسيار كردم * به اميد تهاى غفار كردم
كنم يك شاتوئينى چون ته ديرم * و خوردم لوط و خود وسمار كردم
خلاصه مارنديز رباط ندارد . و از اين رهگذر ، بر مجتازان « 20 » و زوار بد مىگذرد .
هامش
( 19 ) - گاورس : گياهى است از تيرهء گندميان و از دستهء غلات كه دانههايى شبيه ارزن دارد و با ارزن از يك نوع است . و در حقيقت گونهاى ارزن است كه دانههايش درشتتر است و پوستش نيز از پوست ارزن ريزتر است . دانههاى اين گياه را بيشتر به كبوتران دهند گورس ، جاورس ، چاورس هندى ، گاورس هندى ، چينه شهرى است خرم و آبادان و كشت ايشان گاورس است ( حدود العالم 97 ) . . . گاورس ريزه ( امر ) دانهء گاورس ( استعاره ) اخگر آتش :طاووس بين كه زاغ خورد و آنگه از گلو * گاورس ريزههاى منقى برافكندخاقانى ، عبد ، فرهنگ معين .
( 20 ) - مجتاز - گذرنده ، رهسپار ، راهگذر ، عابر « و من كه فضلى ندارم و در درجهء ايشان نيستم چون مجتازان بودهام تا اينجا رسيدم . بيهقى فيض 96 » فرهنگ معين .