از رهى بر مرا كه در تو رسم * اى بسوى در تو راه همه
خسرو از تو پناه مىجويد * اى پناه من و اى پناه همه
گرد نعلين ره روان رهست * شرف قيمتى كلاه همه
ب : همه كار و بار جهان هيچ نيست * مدار زمين و زمان هيچ نيست
به صد جا كمر بستمى بنده سان * چه حاصل كه اندر ميان هيچ نيست
بهاران سرسبز و خرم خوشست * چو دارند رو در خزان هيچ نيست
پ : اى نور دو ديده جهان افروزم * رفتى و ز هجر تو سيه شد روزم
گوئى من و تو دو شمع بوديم بهم * كايام ترا بكشت و من مىسوزم
ت : بلبلى خون دلى خورد و گلى حاصل كرد * باد حسرت بصدش خار پريشان دل كرد قره
العين من آن مونس دل يادش باد * كه خود آسان بشد و كار مرا مشكل كرد
آه و فرياد كه از چشم حسود مه چرخ * در لحد ماه كمان ابروى من منزل كرد
د : اى لطف تو دستگير هر ناكس و كس * من هيچ ندارم و تو را دارم و بس
روزى كه جزاى عمل خلق دهند * يارب تو بفضل خود به فريادم رس
ر : اى خاك منور تو چه طالع دارى * هرجا كه پرى رخيست تو دربر دارى
شيران جهان سير شدند در عالم * تو سير نمىشوى چه بر سر دارى
ز : يك تكبيت هم بر روى تعدادى از سنگ مزارها ديده مىشود كه بعد از هر دعائى آنرا حك كردهاند :
حشر او را با رسول كن يا رب * اين دعا را قبول كن يا رب
مورد شاخصى كه بايد در پايان اين بخش ذكر گردد آن است كه بر روى هيچ سنگ يا كتيبهاى در سراسر اين خطه ، حتى يك مورد شعر و سروده عربى ديده نشده است .