جواب سيهرس بر اين خبر « 1 »
پس سيهرس مته « 2 » را گفت كه چچ ملكى بزرگ بود ، و ولايتى موسّع داشت ، و چون او برفت آن مملكت را بگيرم و تحت فرمان (
f 27 a
) خود آرم ، و صيتى عظيم در مملكت ما بيفزايد ، و ترا به طرفى از آن نصب كنم . پس سيهرس برادر خود برهاس « 3 » بن كسائس « 4 » را بفرستاد . نواسهء چچ بزرگ كه ملك كشمير و رمل بود او با وى بيعت كرد و با لشكر خود روان شدند ، تا بجوى هاسى « 5 » رسيدند . آنجا نزول كردند « 6 » . گماشتگان و عمّال « 7 » چندر كه در حصار ديو دهنوز « 8 » بودند متوارى شدند .
موضع نصب كردند و مىرفتند تا برسيدند به بند كاهويه . يك ماه توقف كردند « 9 » و عبادت بدّه مىكردند . و بنزديك چندر بن سيلائج رسول و مكتوب فرستادند تا پيش آيد و شرط مطاوعة بقيام رساند و امان خواهد . چون چندر بشنيد ، ابا نمود و حصارى شد « 10 » و استعداد حرب كرد . پس دهرسيهء چچ « 11 » را طرف برهمناباد فرستاد « 12 » ، و جمله سكّانِ آن موضع و لوهانه پيش آمدند ، ( ص 29 ) و سر به خدمت « 13 » نهادند . و خود بحصار ارور با داهرِ چچ بايستاد و ملازمت گرفت « 14 » . لشكر سيهرس مدتى در بندان داد « 15 » و در جنگ مقاومت نمود « 16 » ، تا چون بحرب با حصاريان فيروز نيامد بمصالحة پيش آمد و خواست كه طلسمى سازد و داهر را بيرون آرد و مأخوذ كند ؛ و چون او را بدست آرد يا بكشد حصار مسلّم گردد ، و مملكت مضبوط شود « 17 » .
هامش
( 1 ) م : جواب خبر اين سيهرس
( 2 ) ب س : مهته
( 3 ) س : برغاس ؛ ك : بركاس
( 4 ) ك : كسايس
( 5 ) پ : تا بجويهاسپى
( 6 ) م : كرد
( 7 ) س : عمل ؛ ك : مال
( 8 ) ب س ك : ديول هنوز ؛ پ : ديو هبور ؛ م : ديو هنوز
( 9 ) ك م : كرد
( 10 ) ب س :
در قلعه را ببست
( 11 ) در جميع نسخ : چچ دهرسيّه ، كه ظاهرا سهو است
( 12 ) پ :
فرستادند ؛ س : ارسال داشت
( 13 ) س : خدمتگذارى
( 14 ) پ : كرد
( 15 ) س : مدتى قلعه بند بودند
( 16 ) پ : بجنگ مقاومت نمودند
( 17 ) ب س : گردد