ابليس با تلبيس را با هفصد هزار ساله « 1 » عبادت بيك سجده ناكرده مطرود و مردود درگاه عزت گردانيد - فتبارك اللّه احسن الخالقين و الحمد للّه رب العالمين « 2 » .
و درود و « 3 » تحيات و سلام و صلوات بر خاك معنبر و روضهء مطهر آن رسول « 4 » صلّى اللّه عليه و آله « 4 » بايد فرستاد ، كه آئينهء دلهاى مؤمنان بنصائح وعظ [ او ] مصقول « 5 » است و جانهاى محبان بمصابيح خلق او مقبول :
آن (
f 3 a
) صادقى كه غبار مقالت خلق « 6 » چهرهء خلقش را مكدر نگردانيد ؛ و آن سالكى كه خار كند در باديه امن قدم عمل او را متالم نكرد ؛ و آن « 7 » كريمى كه چاكران دولت او بضياء نور محمدى در هر نوبت يكى را اولو الامر گردانيد ؛ متعندان دوران روزگار « 8 » كفار حجاز و فجار عجم « 9 » و خراسان و متمردان هنود را برعب مهابت تيغ آبدار « 10 » و رمح خون خوار مقهور و « 11 » مخذول گردانيد ، و بجاى اصنام و اوثان مساجد و منابر بنا « 12 » كردند ، تا آثار دلائل [ ص 4 ] محمدى و معجزات شواهد نبوى ظاهر گشت « 13 » .
و بر اصحاب عشره و نقباء برره ، كه زبان نبوت و عنصر جلالت در حق ايشان اين بشارت از كلام مجيد تمهيد كرد ، ( قوله تعالى )
وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ
هامش
( 1 ) م : سال
( 2 ) م ندارد : و الحمد للّه رب العالمين
( 3 ) پ ندارد : و
( 4 - 4 ) اين جمله در نسخه م موجود نيست
( 5 ) پ : وعظ و مقصود
( 6 ) هر دو نسخه اين عبارت را دارد :
غبار ديار داشتى مقالت چهره
( 7 ) م ندارد : و آن
( 8 ) م ندارد : روزگار
( 9 ) م : حجاز و عجم
( 10 ) م : دار
( 11 ) م ندارد : و
( 12 ) پ ندارد : بنا
( 13 ) بعد ازين هر دو نسخه سطور ذيل دارد كه نامربوط و بىمعنى است : تا مصنف اين شعر را در تصديق احترام او ( الف ) گويد : شعرلا الا ( ب ) و ربّ العرش يوجد ذى العلى * لا ( ج ) فى الالى ( د ) احد كمثل محمّد ( ه )و ثوى ذو الجلال فى قعر الهوى ( ؟ ) * كما بدا دج باوجه محمّد ( و )بيت -گل رنگ زرّين كرد چو رويتو نشد * شب مشك وحشى ( ز ) كرد چو مويتو نشدآراست به لباس لاله و سوسن ( ح ) * ليكن ( ط ) بخوشى چو خاك كويتو نشد( الف ) م ندارد : او
( ب ) پ : لا لا
( ج ) پ : ما
( د ) پ : لالى - قراءة صحيح « ما فى الورى » مىنمايد .
( ه ) م : محمدى .
( و ) كذا في نسخه پ ؛ نسخه م تمام اين بيت را ندارد
( ز ) پ : و شبى
( ح ) م : آراستت بمهيّا لا إله و سوسن گل
( ط ) م : لكن .