چوب و مشت و يا زمين خوردن بعضو او رسيده باشد فرو مينشاند .
همچنين جويدهء گردو به صورت بالا ، موى ريخته از سر و رو ( ريختن قسمتى از مو كه ناگهان ريخته پوست ظاهر مىشود ) را درمان و فلج و سستى عصب را رفع مىكند .
همين جويده نيز درد و ورم پستان را نفع ميدهد .
خوردن مغز گردو با مقدار فندقى انزروت ( نوعى صمغ موجود ) هم رفع ضرر خود انزروت و هم باعث ريختن كرم معده مىشود و در اينباره بيمانند مىباشد .
كوبيدهء گردو با پياز و نمك كه بر جراحت سگ هار بگذارند درمان گزيدگى و جراحت آن مىكند .
چون گردو را سوزانده و سائيده با شراب ممزوج ساخته زن پارچه بدان آغشته برگيرد منع خونريزى حيض و مثل آن مىكند .
خوردن مغز گردو ناشتا باعث سهولت قى مىشود .
خوردن گردو و انجير و كمى سداب موجب عدم تأثير سم و خوردن آن بعد از زهر و سم رفع اثر آن مىكند .
مداومت در خوردن مغز گردو براى چند روز كرم كدو را ميريزاند .
آشاميدن قاشقى گردوى سوخته كه آن را با پوست سوزانده باشند همراه استكانى آب مورد ( آبى كه برگ مورد در آن خيسانده باشند ) جهت قطع بواسير مجرب مىباشد .
چون گردو را با پوست سوزانده ، كوبيده ، سائيده غبار كنند و مانند سرمه به چشم بكشند رفع خارش و آبريزش چشم مىكند .
ضماد مغز گردوى سوزانده كه گردو را سائيده داخل زفت كرده بر پارچهء كشيده بسر ببندند رفع زخم سر و علاج كچلى مىكند .
چون در روغن و غذاى بد طعم و بو گردوى نيمكوب بجوشانند رفع بوى بد آن مىكند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٤١٩