مجموع سيب قوت دل و دماغ و جگر داده رفع خفقان ( قلبگرفتگى ) و تنگنفس مىكند .
نافعترين آن سيب شيرين است كه مفرح و لطيف و مقوى روح حيوانى بوده و بسرعت داخل خلط صفرا مىشود .
سيب پخته سرفهء خشك را رفع كرده و آب او با شراب و گوشت آب ( عصاره گوشت ) رفع غش و ضعف بدن و بيحالى مىكند .
آب سيب در معجونها فرحآور و باعث قوت عمل آنها بوده و ترش او قابض يعنى بندآورنده و مسكن عطش و موافق معدههاى گرم و صفراوى مىباشد .
خوردن سيب ترش قى و غثيان را فرونشانيده و ترش و شيرين آن مولد خلط صالح يعنى قواى مفيد و نارس بيمزهء او توليد خلط خام مضر مىكند .
ضماد سيب كه آن را كوبيده ببندند در ابتداى ورمهاى گرم نافع و سيب تلخ قابضتر از همه و عصارهء يعنى آب تمام سيبها و عصارهء برگ همه سيبها رفع سموم مىكند .
خوردن شكوفهء سيب رفع اخلاط متعفن سينه مىكند و با خوردنىهاى مفرح مانند بيدمشك و گلاب تفريح و نشاط زيادتر ميآورد .
گويند هرنوع سيب چون در بدن به خلط گرم برسد دفع آن مىكند در اين معنى كه مفيد حال گرممزاجها مىباشد .
رب سيب ترش كه آب آن را با شكر و عسل بقوام آورده باشند سرد و با رطوبت و در يبوست معتدل و در رفع و غليان خون و اسهال صفراوى و قى آن ، و رفع غم و الم سوداوى نافع و مضر اسهال خونى و شش مىباشد .
رب سيب شيرين در افعال قوىتر از سيب ترش و شربت سيب سموم و فساد و با و هواى وبائى را بىاثر كرده و فرح قلب و نشاط ميآورد .
مرباى سيب بهتر از ساير اقسام آن مانند خام و آب و رب آن بوده و خوردنش را هيچگونه مضرت نميباشد .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٣٤٦