تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
قيافه‌شناسى لازم مىبينم معروض بدارم كه اين دو علم را نبايستى با شيادى و امثال آن مردود دانسته از آن به انتقاد برآمد بلكه بايد متوجه شد كه آنچه را كه خداوند در اندام بشرى خلق فرموده داراى خواص و فوايدى مىباشد كه از آن مىتوان براى بهبود و نهانىهاى صاحب آن علايم مطالبى به دست آورد . و صاحب آن علايم نيز با آگاهى در آن ، فوايد و مضار خود را معلوم بدارد . در نمونهء علايمى كه پروردگار براى بيمارىها در اندام معلوم و مقرر فرموده كه طبيب بتواند و يا صاحب آن بليه خود بتواند از چگونگى و نوع بيمارى خويش درصدد علاج و رفع ناراحتى برآيد كه اين دو علم شناخت قيافه و خطوط كف دست نيز از آن جمله است . كه ابتدا خواننده اول با شناخت آن‌ها پى به معايب اخلاقى و درونى خود برده درصدد رفع آن برآيد و ديگر اين‌كه از ديگران كه به آن‌ها لازم به سر و كار داشتن مىباشد كسب اطلاعى از چگونگى و خلقيات و افكار و روحيات و درونيات آن‌ها برآمده به رفع نگرانىها برخاسته همچنين به تقويت دوستى و پيوند و معاشرت بيفزايند كه به چند خطوط اصلى كف دست اشاره نموده به طريق ذيل به ذكرشان مىپردازم . در اين صورت كه خطوط منحنى به دو طرف بالاى انگشتان به نام خط قلب ناميده شده است . در اين فوايد و مضار كه بيمارىها و چگونگىهاى سلامت قلب و يا ناسلامت بودن آن از هرجهت براى صاحب آن مشخص و معين مىگردد به دو نوع مختصر اول خوش‌قلبى و محبت و دوستى و آنچه كه در اين زمينه و خلاف آن كه بددلى و بدنيتى و بدخواهى و آنچه در اين مقام همراه صاحب آن خط مىباشد كه براى رفع معايب خلقى و روحى خود پرداخته و همچنين از شناخت خط قلب ديگران بتواند به دوستى و معاشرت با آنان بپردازد و يا قطع رابطه نمايد به‌همين صورت خط ديگر كه خط عمر ناميده شده است و آن خطى است كه برجستگى پايين شست را در مىنوردد و با علايم مثل ستاره يا مربع يا خطوط مغشوش كه در آن و در ديگر خطوط كف دست ديده مىشود كه هركدام مضار يا فوايدى را معلوم مىدارد و همچنين ديگر خطوط مثل خط سفر ، خط بيمارى ، خط ثروت ، خط خطرات و آن‌چه كه در زندگى امتحان شده و پيشامد