دوستدار قامت و رنگ و چهرهاى خلاف خود مىباشد . به اين معنى كه زن سبزه يا گندمى طالب مرد سفيدرو و سفيدرو خواهان گندمگون يا سبزهرو و به همين ترتيب بلندقد از اندازه گذشته طالب ميانهقد و كوتاهقد خواهان بلندقد . از آنجا كه گفتهاند لقمهء همسايه روغن غاز دارد و با پيوند با خلاف خلقت خود است كه وجود خويش را به كمال مىبيند .
از اينرو زندگى بلندقد ، ميانهقد ، كوتاهقد ، بلندقد و سفيدپوست ، گندمگون و سبزهرو با سفيدچهره شيرينتر و بادوامتر از دو يك قد و يك رنگ و يك صورت مىگردد ، و همواره خلاف قيافه و قد و رنگ و اندام در همسرى گواراتر از قيافه و قامت همشكل مىآيد ، چه اين آن صورت و رنگ و اندام كه برايش تازگى داشته نقص و دلخورى وجودى خويش را بوسيلهء او تمام مىبيند .
از همين جهات نيز هست كه زناشوئى و همسرى خويشاوند با هم قرين كاميابى نبوده حلاوت دو بيگانه در آن نمىباشد ، از آنجا كه ملاقات و معاشرت پيوستهء آنها از تازگى ازدواج برايشان نياورده نمىآورد .
پس چنين نتيجه مىگيريم كه پيوند سياه مو با روشن مو و چشم و ابرو مشكى با آبى چشم زرد مو و درشت استخوان با نرمتن و مانند آن شيرينتر از پيوند دو همقيافه و همشكل مىآيد . به همين دليل كه غالبا عشاق چه زن چه مرد عاشق و خواهان صاحب چهره و اندام مخالف خويش مىشوند .
و اما آنچه غرض ما را از اين بحث سامان مىدهد تعريف كاملترين مردان و زنان براى هم از نظر كلى در امر ازدواج و امور جنسى مىباشد : گذشته از مطالب بالا كه بهترين مرد براى زن و بهترين زن براى مرد آن است كه از نظر شكل و رنگ و اندام تفاوت داشته باشد ، نيكوترين مرد آن است كه از جنبه استخوانبندى محكم و از نظر رنگ متمايل به گندمى و از نظر طبقاتى سهگانه در رديف ميانهقدان و گرد صورتان بوده باشد و اين آن مرد است كه از حيث بدنى و خلقى و رفتار از بهترين بوده به خوبى رضايت زن را حاصل مىسازد . و اما براى مرد اول اين خصال را براى
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 625
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٦٢٥