صورت مسلم شد كه ميانگان كاملترين و بهترين خصوصيات را دارا بوده طبيعت به ايشان مهرآميزتر نگريسته از هرجهت كامل عيارتر مىباشند ، از آنجا كه نه مشقات دسته اول و نه رنج و نكال طبقهء ريزهنقش را دارند و جاى شبهه نيست كه اعتدال در هرچه به فايده نزديكتر و از مضار بدورتر مىباشد ، چنانچه فصول بهار و پاييز كه ميانهء سرما و گرما قرار گرفته بهتر از تابستان و زمستان بوده قابل تحملتر مىباشد و اين اصلى است كه دانشجوى اين علم بايد آن را مطمح نظر قرار داده در تمام شئون و علائم اعضا به كار آورد .
و اما در اينجا طلبهء اين دانش را اين سئوال پيش مىآيد كه ميان اين سه نشانه يعنى بينين اين سه اندام مثلا آنها كه از چهارشانه كوتاهتر و از متوسط بلندتر يا كوتاهتر و از ريزهنقش بلندتر يا كوتاهتر و مانند آن را چه تشخيص پيش مىآيد ؟ و جواب اين نيز آنكه هرگاه ميانهقدى از متوسط بلندتر شود بطور اعتدال به طبقه چهارشانه مربوط مىشود يعنى در احوالى ميان چهارشانه و ميانهقد و چون كوتاهتر از ميانهقد باشد هرآينه در نيرو و اندام و عضلات ميانهقد بوده ميانه و هرگاه با ظرافت و نازكى توأم بود از طبقهء ريزهنقش و ريزهنقش هرآينه بلندتر از كوتاه بود حكم ميان ريزهنقش و ميانه و هرآينه كوتاهتر از قاعده مورد تعريف ريزهنقش باشد از ضعف و قوت ديگر اعضا و احكام متفرعات مانند چشم و گوش و دهان و بينى و امثال آن بر او حكم مىشود . و نيز ناگفته نماند كه هر صورت كه از حالت طبيعى خود خارج باشد شايسته نبوده چهبسا كه محاسنش مبدل به معايب و خوبهايش بد و پسندههايش ناپسند مىگردد . مانند طبقهء اول و سوم كه مثلا همان كسى كه داراى نشانههاى چهارشانه و اثرات فعالهء آن بوده تمام مزاياى فعاليت حياتى و موفقيت در امور مهمه و پيشبرد كارهاى بزرگ براى او تعريف مىشود . هرگاه از حد طبيعى بلندتر و جثيمتر و هيكلمندتر باشد اين تعريف نه تنها در او تضعيف مىشود بلكه فردى بىهنر تنپرور و تنبل بيكارهء كلّ بر ديگران معلوم مىشود كه اجتناب از او واجب مىگردد و همينطور ريزهنقش فكور انديشمند معنوى
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 579
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٧٩