ذميمه كه هريك را به نحوه و صورت و حكايت و روايت و نقل قولى قابل قبول بر فرزندان و همگنان و زيردستان انتقال داده ايشان را مؤدب به آداب و اخلاق حسنه ميداشتند ، با تشويق و تهديد و رجاء و خوف ثواب و عقاب و بهشت و جهنّم كه نيكوكاران و زشتكرداران را مزد و جزاء مىباشد و مخصوصا همين اميد و ترسها و شوق و كرهها بود كه مطالب را در دلها نقش بر سنگ و ميخ بر ديوار نموده نقشبند سينهها ميگردانيد .
ماههاى شمسى
تا قبل از سلطنت رضا شاه اوراق و اسناد و دفاتر خصوصى و دولتى با تاريخ قمرى به امضاء ميرسيد و روز و هفته و ماه و سال كه از روى تاريخ قمرى شناخته شده ، تاريخ شمسى فقط به كار منجمين و تقويمنويسها ميآمد كه با مقارنهاش با ماههاى قمرى صدور احكام خوب و بد و سعد و نحس نموده « شايد - نشايد » « 8 » كارها بكنند . تا با تشكيل « ادارهء سجل احوال » و « ادارهء ثبت املاك » كه تاريخ شمسى شناسانده شده به روى كار آمد ، و البته نه به سهولت و سادگى و بدون مقابله و حرف و سخن كه تاريخ مجوس بود و خلل در تاريخ دينىشان مىافكند ، و هم به ضرر ماليشان كه براى ادارهجاتى و نوكر باب و هرگونه
هامش
( 8 ) . كلماتى در تقويمهاى احكامى منجمين ميآمد كه شايد آن اجازه داده ، با نشايد منع مينمود .
مثلا اگر در روز دوشنبه شايد آمده بود به معنى اين بود كه در اين روز حمام رفتن و سر تراشيدن و رخت نو پوشيدن و مهمانى دادن و به مهمانى رفتن جايز بود و در نشايد ، خوددارى كه باعث ضرر و ناكامى و بيمارى و مثل آن ميگرديد ، چه نشايد در روز و ساعت نحس ، مثلا ، مانند شنبه و سهشنبه و قمر در عقرب افتاده بود .