آخرين خندق شهر بود كه در زمان ناصر الدين شاه حفر شده ، محدوده شهر را نسبت به برج و باروهايى كه در عهد شاه طهماسب صفوى كشيده شده بود و بيش از يك فرسخ « 4 » محدوده نداشت تا چهار برابر وسعت بخشيده بود .
حدود
حدود جغرافيايى تهران در زمان مورد بحث عبارت بود از :
شمال : از شرق به غرب ، در طول خيابان شاهرضاه « 5 » نرسيده به پيچ شميران تا كمى بعد از چهار راه كالج كه به شكل مايل به طرف غرب و خيابان سى مترى ممتد مىگرديد .
غرب : از زير چهار راه شاه « 6 » تا نزديك ميدان گمرك .
جنوب : در امتداد خيابان شوش « 7 » تا ميدان شوش .
شرق : در مسير خيابان شهباز « 8 » تا بعد از ميدان ژاله كه كج و معوج و با اضلاعى ناقص در جهات فرعى به يكديگر پيوسته هشت ضلعى نامتناسب شهر را به وجود مىآورد .
خيابانهاى مذكور غير از خيابان شوش كه بعد از همه احداث شد اولين خيابانهايى بودند كه در زمان پهلوى اول از زمينهاى دولتى ، يعنى خندقهايى كه پر شدند ، به وجود آمد و با ايجاد آنها ضرر و زيانى متوجه كسى نشد . « 9 »
هامش
شش سانتيمتر كه چهار تا چنان وجبى يك ذرع محسوب مىشد و در اندازهگيرى به كار مىآمد و هنوز نيز در خريد و فروش فرشهاى ارزانقيمت « البته توسط فرشفروش موقع خريدن نه وقت فروش ! » به كار ميآيد .
( 4 ) . برابر شش هزار قدم مردى متوسط القامه .
( 5 ) . خيابان انقلاب و امتدادش خيابان آزادى در تغيير نامهاى زمان انقلاب .
( 6 ) . چهارراه جمهورى فعلى . در استدعا از عزيزان خواننده مخصوصا غير سالمندان كه نامهاى معابر كتاب را براى شناخت بهتر مطابقه با اطلسهاى بعد از انقلاب و جمهورى اسلامى بدهند .
( 7 ) . اين خيابان بعدها كشيده شده نامگذارى گرديد و در آن زمان فقط به صورت خندق و خاكريز وجود داشت .
( 8 ) . اين خيابان نيز بعدها كشيده شده نامگذارى گرديد . قريهء دولاب در شرق اين خيابان بود .
( 9 ) . براى پر شدن و آباد شدن تكه خندقهايى كه در گوشه و كنار خيابانهاى جديد الاحداث باقى مىماند . بلديه ( شهردارى ) دستور داد هر كس آنها را پر كند متعلق به خودش باشد و به او سند