ساسانى ، سيراف با كوچههاى تنگ و خانههاى وسيع - مسجد - كليسا - بازار - محلههاى صنعتى و انبارهاى كالاهاى خارجى مانند عنبر - عود - صندل - روغن نهنگ - عاج و آبنوس - ادويه و عطريات خوشبو - ابريشم و كافور از زير خاك بيرون آمده است . شهرى كه اصطخرى از آن صحبت مىكند « 1 » . . . . . .
اين شهر را از نظر اقتصادى ميتوان شهر ميليونرها ناميد ، زيرا بازرگانان ثروتمند آن در بازرگانى اهميت جهانى داشتهاند . ساكنان اين شهر وسيع كه چهار كيلومتر در كنار خليج فارس طول داشته و از لب دريا تا پاى كوهها ادامه پيدا ميكرد چه ميخوردند . ؟ و چگونه زندگى ميكردند . ؟ و مواد غذائى آنها از طريق خشگى يا دريا تأمين ميشد و يا در محل بوسيلهء كشت و كشاورزى تهيه ميكردند . ؟ در آخرين فصل حفارى بيشتر روى مواد غذائى و گياهى يك بررسى كامل و دقيق ميكروسكوپى انجام گرفت و شواهد كافى براى مطالعهء جانوران و گياهان اوائل اسلام و دوران ساسانى بدست آمد كه موضوع مطالعهء بعدى هيئت خواهد بود .
در اين حفارى نتيجه گرفته شد كه در پشت شهر قديم سيراف صدها هكتار زمين زير كشت بوده است كه امروزه خشك و متروك است . كمى دور تر ، بازماندهء يك كاروانسرا كه سرچشمهء ساسانى دارد ، وجود يك راه قديمى كاروانرو را در اين منطقه ثابت مىكند .
ولى مهمترين كارها در خود محل انجام ميگرفته است .
يك قصر مسكونى با حصارهاى مستحكم « 2 » روى يك تپهء بلند كه در چندين طبقه و چندين سطح با اندازهء نسبتا بزرگ ساخته شده بود ، خيلى پيش از آنچه كه قبلا تصور ميكردم قديمتر است . ( از قرن نهم
هامش
( 1 ) - چون قبلا در بخش اول اين كتاب تحت عنوان « شناسائى بندر سيراف » از گفتههاى اصطخرى نقل گرديده است ، لذا از تكرار مجدد آن در اينجا خوددارى مىشود .
( 2 ) - منظور آقاى دكتر وايت هوس همان كارگاهKاست كه قبلا در صفحات 64 - 96 و 97 همين كتاب به آن كاخ اشاره شده است .