است . ( مانند برجى كه هنوز در گنبد قابوس باقيست ) و برج گنبد كاووس با كتيبهاى كه دارد تاريخ 397 هجرى قمرى را نشان ميدهد كه مطابق با تاريخ 375 هجرى شمسى و سال 1006 و 1007 ميلادى است .
بههرحال در ميان برج شاهتپه قبرى وجود نداشت . از طرف ديگر در عهد اسلامى و شايد هم پس از ساختمان برج قبر از بين رفته باشد . يك قبر در قسمت بيرون برج ساخته شده است . تقريبا در سمت غربى ديوار برج اسكلت يك زن مسلمان ترانشه
Gl
( اسكلت شماره 4 ) با مهرهها و اشياء آهنى و گوشوارههاى مفرغى در آنجا دفن شده بود . اسكلت مستقيما در جهت شمال و شمالشرقى - جنوب و جنوب غربى بود « 1 » كمى بالاتر از اين قسمت تاقچهاى در ديوار وجود داشت .
( در ارتفاع تقريبا 50 / 7 + تا 40 / 7 + متر ) .
آجرها مستقيما روى اسكلت قرار نگرفته بودند بلكه پشت جمجمه و جلو ديوار تعدادى از آجرها و در زير اسكلت نيز تعداد ديگرى قرار داشتند . ( ش 95 -
Fig 59
)
اسكلت سه مرد مسلمان نيز ( ترانشه
Gl
اسكلتهاى شماره 1 و 2 و 3 ) در همين سطح در قسمت شرقى ترانشه يافت شد كه جهت آنها غربى و شمالغربى - شرقى و شمالشرقى « 2 » بود . ارتفاع لايهاى كه اين اسكلتها در آن يافت شد نسبت به مبداء 80 / 6 + و 10 / 7 + متر بود .
چند سكه نامعلوم و مبهم عربى نيز در اين ترانشه يافت شد .
بالاتر از برج يادشده احتمالا امامزادهاى وجود داشته است كه قبر يك نفر مقدس يا زاهدى درون آنجا داشته است و آن قبر با قبور مسلمين ديگر در اين منطقه احاطه شده بوده است . چنان كه نظير اين امامزاده
هامش
( 1 ) - جهت اين قبور كاملا موافق با جهت قبورى است كه در كارگاه شماره يك در سيراف چند تا از آنها را بعنوان آزمايش نگارنده حفارى كرده است .
( 2 ) - جهت اين قبرها موافق با جهت قبور شرقى - غربى كارگاه شماره 2 سمت شرقى رودخانه خشك شده دره لير سيراف است كه جسدها را در اين نوع قبور گاهى در داخل گچ خوابانيدهاند .