تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و گورها همه مانند يك لانهء زنبور عسل پله‌پله در كنار هم بدون سنگ قبر منظرهء تعجب‌آورى را نشان ميدادند . ( ش 66 و 71 و 72 ) رويهمرفته از اين نوع قبور سه قبر
C
و
B
و
A
در اين كارگاه حفارى شد كه در هر سه قبر اسكلتها را در ميان لايه‌اى از گچ خوابانيده بودند و قشرى گچ هم روى جسد را پوشانيده بود . بطوريكه پاك كردن اسكلت بسيار دشوار مىنمود . نگارنده با وجود كوشش زيادى كه كرد نتوانست اسكلتها را كاملا پاك كند . چون استخوانها خورد ميشد ناچار طرح تقريبى كه اندكى هم نزديك به طرح اصلى است از اين قبور ارائه داد . با وجوديكه اين اسكلت‌ها را داخل گچ خوابانيده بودند ولى جهت دفن تحقيقا مشخص بود و سر به سوى مغرب و پا به طرف مشرق دراز شده بود « 1 » . در اين قبر دو تكه سفال اسلامى قرن سوم و دوم هجرى يافت شد كه به ظن قوى هنگامى كه جسد را دفن ميكرده‌اند با خاك وارد قبر شده است .
قبر
B
كارگاه شماره 2 ( نوع الف ) اين قبر به اندازه‌هاى 207 * 50 سانتيمتر كنده شده بود و عمق آن تقريبا 90 سانتيمتر بود كه پس از حفر 35 سانتيمتر به محل گذاشتن سنگ قبرها يعنى به دو شيار در دو طرف ديواره طولى قبر رسيديم . سپس 55 سانتيمتر هم خاكبردارى شد تا به كف قبر كه اسكلت در داخل آن بين دو لايه گچ خوابانيده شده بود رسيد . اسكلت اين قبر هم مانند اسكلت قبر
A
در همين كارگاه قابل پاك كردن و جدا كردن از گچ نبود ولى ضخامت قشر گچ در اين قبر نسبتا كمتر بود . از
هامش
( 1 ) - راجع به علل خوابانيدن جسد داخل گچ در صفحه 173 اين كتاب تحت عنوان « زمان پيدايش قبور » شرح كاملى داده شده است . و در اينجا نيز بايد افزود كه علل خوابانيدن جسد در ميان قشرى از گچ كه زير و روى جسد را فراگرفته جز يك عقيدهء محكم مذهبى يا ترس از جابه‌جا كردن مرده چه ميتواند باشد . ؟