روى سكوئى كه از كف قبر 33 سانتيمتر ارتفاع داشت تكيه داشتند .
پس از برداشتن سنگ قبرها در كف قبر استخوانهاى انسانى را در جاى اصلى خود يافتيم ولى سر اسكلت كاملا له شده بود و سوئى را نشان نميداد اما پاها دراز و دستها به طرفين افتاده و استخوانهاى ديگرى نيز در قبر مشاهده ميشد كه مربوط به اعضاى همين اسكلت بود . جهت قبر اندكى انحراف با شمال و جنوب داشت يعنى سر به طرف شمال شرقى و پا به طرف جنوبغربى بود . ( ش 63 و 64 )
رويهمرفته جهت قبور اين كارگاه با جهت قبور سمت مغرب شكاف عميق ( رودخانهء خشكيده ) كارگاه 2 كه در همين گفتار شرح آن آمده است قابل مقايسه بوده يعنى كاملا در يك مسير معين قرار گرفتهاند و جهت آنها عموما شمالى جنوبى با اندكى انحراف به شمال شرقى و جنوبغربى مىباشد .
كارگاه شماره 2
اين كارگاه مساحتى را در حدود يك هكتار و شايد هم بيشتر اشغال كرده بود . تقريبا در وسط اين كارگاه از شمال به جنوب شكاف عميقى در سنگ كوه پديد آمده بود كه ممكن است در اثر زمينلرزه - هاى سختى كه در سيراف به وقوع پيوسته است « 1 » به وجود آمده باشد .
( ش 65 )
در دو سوى اين شكاف مغارهها يا دخمههائى به اندازههاى گوناگون بوسيلهء دست بشر بوجود آمده كه روزگارى انسانها درون آنها زندگى ميكردهاند . بههرحال اين شكاف عميق كه امروزه
هامش
( 1 ) - البته منظور از زمينلرزههاى يادشده زمينلرزههاى طولانى هفت شبانهروزى بقول مقدسى نيست كه در سال 366 هجرى قمرى ( 977 ميلادى ) به وقوع پيوسته است .
بلكه ممكن است پيش از اسلام نيز زمينلرزههائى در آنجا رخ داده باشد . زيرا در دو طرف ديواره اين شكاف غارها و دخمههاى پيش از تاريخى و تاريخى موجود است كه مسلم است اين شكاف عميق خيلى جلوتر از زمينلرزههائى كه در دوره اسلام واقع شده پديد آمده بوده است .