تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
و الابهته و الشهامه و الاقبال كرنليس سپلمن « 1 » سركرده ولنديس زير بادات بتفقدات ملاطفت آئين شاهانه و توجهات عطوفت قرين پادشاهانه عز اختصاص يافته بوده خاطر خورشيد مآثر نواب كامياب همايون ما را بانجاح مقاصد و مرام آن قدوه امراى عيسويه باعلى درجه كمال مصروف شناسد عريضه مخالصت عنوان كه درينوقت به درگاه جهان‌پناه فرستاده عرض نموده بود كه اراده كرده كه سوداى ابريشم را بر طرف نموده در ممالك محروسه شاهنشاهى سودا و تردد شود و استدعا نموده كه از اينطرف چند نفر كه صاحب اختيار در قول و قرار باشند به بندرعباسى فرستاده شود كه با حامن برود « 2 » قول و قرارى كه لازم باشد دهند به نظر كيميا اثر رسيد چون از زمان سلاطين جنت مكين اين دودمان به اين خاندان عدل و احسان اخلاص ورزيده و مورد عنايات خسروانه بوده‌اند و توجه نواب كامياب همايون ما نيز با عيسويه عموما و با ولنديس خصوصا در مرتبه اعلى است خواهش او را كه مقدر باشد به عز انجاح مقرون ميفرمائيم و احكام و فرامين جهانمطاع اجداد جنت‌مكين نواب همايون ما كه شرف صدور يافته به‌جهت رعايت و مراقبت طايفه ولنديس و آمد شد جماعت مذكور است كه همه وقت به درگاه جهان پناه به اطمينان خاطر تردد مىنموده باشند نه از براى نفع و سودا هرگاه به سوداى ابريشم راضى نباشند خوبتر و جهت كفايت سركار خير مدار همايون نيز بار يافت عشور و خروج و راهدارى اسبابى كه ايشان هر ساله به مملكت ايران مىآورند و در برابر سوداى ابريشم مذكور و غيره معافيات مقرر شده و در صورتى كه سوداى ابريشم موقوف گردد معافيات مذكوره نيز موقوف خواهد بود بهتر است و استدعائى كه نموده بود كه امضاء ارقام مطاعه كه از ازمنه سابقه تا حال شرف صدور يافته در يك رقم صريح نوشته شود كه من بعد حكام و غيره به نوعى ديگر كه خلاف شفقت باشد عمل ننمايند چون نوشتجات قول و قرارى كه در ازمنه سابقه شده ميبايد كه در نظر بوده باشد و فرستادن كسان صاحب اختيار به جهت قول و قرار مجدد به بندر عباسى صورتى ندارد آن سلطنت و جلالتمآب وكيل معتمد و مجموع اسناد قول و قرار و دستور العملى كه ازينطرف در هر باب داشته به آن مستند باشد به درگاه همايون فرستد كه ملاحظه
هامش
( 1 ) - در متن « كرنليوس اسپيلمان » نوشته شده كه به كرنليس سپلمن تصحيح گرديد . كرنليس سپلمنCornelis Janszoon Speelmanدر شهر رتردام متولد شد و در اوان جوانى به خدمت شركت هند شرقى هلند درآمد و از سال 1681 تا 1684 در سمت فرماندار كل موفق گرديد تجارت هلند را در خاور دور گسترش دهد و مكاثر - ترنات و جزاير ملوك را تحت تسلط آن كشور درآورد . براى شرح حيات وى ر ك به مجله :Bijdragen van het Koninklijk Instituut . 1936 . / - 222( 2 ) - در متن كازم بروت آمده است كه به صورت بالا تصحيح گرديد .