ص 56 ، س 4 : ذكر سلطان علاؤ الدين شاه ؛ و در تاريخ مباركشاهى ( ص 155 ) و طبقات اكبرى ( ج 1 ، ص 249 ) « ذكر سلطان علاؤ الدين سكندر شاه » .
ص 56 ، س 10 : تخت و دولت چه شد : و در طبقات « بخت و دولت چه شد » .
ص 56 ، س 20 : سلطان اشرف : و الصحيح « سلطان الشرق » چنان كه در تاريخ مباركشاهى ( ج 1 ، ص 156 ) و طبقات اكبرى ( ص 250 ) مرقوم است .
ص 57 ، س 6 : سلطان محمود شاه فرستادند : اين سهو است ، زيرا كه بنا بر تاريخ مباركشاهى ( ص 157 ) و طبقات اكبرى ( ج 1 ، ص 251 ) راى جاجنگر و پادشاه لكهنوتى پيلان و هدايا و پيشكش كه بسلطان فيروز شاه هر ساله مى فرستادند ، خواجه جهان را رسانيدن گرفتند .
ص 57 ، س 8 : شيخا كهوكهوان : بايد « شيخا كهوكهر » باشد .
ص 57 ، س 7 - 10 : و همدرين سال . . . فرستاد : عبارت معصومى مختل است .
طبقات اكبرى ( ج 1 ، ص 251 ) اينطور تقرير نموده : « همدرين سال بامر سلطان ، سارنگخان جهت ضبط ديبالپور و براى فسدهء شيخا كهوكهر رخصت شد . و در ماه ذيقعده سنه ست و تسعين و سبعمائه راى خلجين بهتى و راى داود و كمال مئين و لشكر ملتان را همراه گرفته متوجه شد » .
ص 57 ، س 15 : ملك كهندو : و بر وفق تاريخ مباركشاهى ( ص 158 ) و طبقات ( ج 1 ، ص 251 ) « كندهو » .
ص 75 ، س 20 : مبارك خان پسر ملك راجو : و در طبقات ( ج 1 ، ص 251 ) « مبارك خان و پسر ملك راجو » .
ص 57 ، س 20 - 21 : بسلطان در مقام فريب شدند : و در تاريخ مباركشاهى ( ص 158 ) و طبقات ( ج 1 ، ص 251 ) « بر سعادت خان غدر انديشيدند » .
ص 58 ، س 1 - 4 : و ملو ازين خبر هراسان شده . . لواى مخالفت برافراخت الخ :
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: محمد معصوم البكري ( نامى )
ص٢٨٥