تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
تو از حال محمد شاه بر گير اعتبار از وى * كه چون اورنگ شاهى در ربود اين دور غدارش
شهنشاهست اين اى خواجه كش بينى به خاك اندر * كه همچو بندگان بودند شاهان جهاندارش
اگر چه پيش ازين صد بار دربارش چنان ديدى * كنون چشم خرد بگشا در اينجا بنگر اين بارش
جهان بگشاد از مردى و بخشيد از جوانمردى * بدهر از كوشش و بخشش فراوان بود كردارش
شد از ماه محرم بيست و يك كاندر شب شنبه * گذشته هفصد و پنجاه دو شد عزم آن دارش
و كتبهء ديگر تاريخ بناى قبه بالاى مقبره مىدهد :
بعهد دولت فيروز شاه خسرو گيتى * كه يزدان بر سرير سلطنت بادا نگهدارش
بران سلطان دين پرور بر آمد اينچنين گنبد * كه آمد پيش پاى گنبد گردون دوارش
بسال هفصد و پنجاه و چار از هجرت احمد * قبول بنده درگاه او سرمست معمارش
و آنكه تاريخ مباركشاهى مىگويد ( ص 119 ) كه « خود تابوت سلطان محمد بالاى پيلى داشته و چتر بران زده كرده بكوچ متواتر بر سمت دار الملك دهلى روان شد » خلاف واقع مىنمايد ازين قرار كه فيروز شاه بتاريخ دوم رجب بدهلى وارد شد . جثهء ميّت بالخصوص جثهء پادشاه را براى مدت پنجماه از جاى بجاى بر پشت پيلى بردن اهانتى عظيم در باب ميّت است و مخالفت شرع .