سيوى آمده در برابر آن مردم ترددات خوب نموده آن مردم را زير دست گردانيد .
و چون ميرزا شاه حسن به مرض فالج گرفتار آمده از رفتار مانده بود ، بلكه به غير گفتار حركت در قواى او نمانده در مقام صلح و موافقت با ميرزا عيسى شده فيما بين معاهده و معاقده نمودند .
و در سنه اثنى و ستين و تسعمايه بعد از فوت ميرزا شاه حسن حكومت بهكر و ماتيله و ما يتعلق بها در تحت تصرف او در آمد . و در ربيع الثانى سنهء مذكوره به بهكر آمد و مراسم تعزيت ميرزا بجا آورده بر و سادهء حكومت و ايالت جلوس فرمود ، و حوالى بهكر كه از تعدئ مردم بلوچ و سميجه و غيره (
f
. 165
a
) خراب بود ، در اندك زمان معمور و آبادان گرديد . و سلطان محمود خان « 1 » آنچنان به ضبط و ربط متمردان و مفسدان پرداخته قلع بىباكان نمود ، كه تا اواخر سنوات حيات آن مردم در مقام اطاعت و انقياد بودند .
و در سنه ثلث و ستين و تسعمايه كه بهادر خان و قباد خان و يعقوب بيگ و شاه تردى بيگ و مظفر خان و ترسون محمد خان [ از قندهار به بهكر آمدند . سلطان محمود خان ] « 2 » نهايت مردمى بجاى آورده ، امداد و اعانت نموده ، سرانجام امور ضرورىء اين جماعت كرده بجانب هندوستان روانه ساخت .
و در اواخر سنهء مذكوره شاه ابو المعالى را مقيد ساخته به بهكر آوردند .
مدت هفت ماه محبوس بود . و چون فرمان جهان مطاع در باب استخلاص او صادر شده بود ، از راه ملتان بدرگاه فرستاد .
و در اوائل سنه اربع و ستين و تسعمايه ميرزا عيسى ترخان به اغواء ارغونيه به جمعيت تمام به بهكر آمد ، پانزده روز برابر تخت مسكين ترخان نشسته بلوازم محاربه پرداخت . و درين مدت يك نوبت جنگ صف واقع
هامش
( 1 ) متن از « آن چنان به ضبط . . . (b165 .f) » تا « (a173 .f) . . . . به شراب مشغولى مىنمود » در ف فاقد است
( 2 ) اين جمله در د موجود نيست