گفتار در وصول حضرت پادشاه والاجاه جنت آشيانى محمد همايون پادشاه بديار سند و ذكر مخالفت ميرزا شاه حسن
[ دهم محرم ] چون در سنه سبع و اربعين و تسعمايه از ناحيهء شرقئ هند شير خان افغان كه فريد نام داشت ولد حسن افغان « 1 » سر برآورده به پادشاه جمجاه همايون پادشاه مقابل شد ، و بين الجانبين دو سه دفعه ميدان محاربه آراسته مقاتله و مجادله بر گذر جوسا « 2 » اتفاق افتاد و بالآخرة شكست واقع شد ، [ و ] جنود پادشاهى از آب جوسا عنان بجانب جونپور تافته جلوريز بجانب آگره آمدند .
الغرض كه ميرزا شاه حسن در سنه ست و اربعين و تسعمايه مير عليكه ارغون را به جهت تهنيت گجرات و بنگاله بملازمت پادشاه همايون قبل ازين ارسال نموده بود ، و مير خوش محمد ارغون را نيز به مباركبادئ فتح قندهار و قتل اغضوار خان به خدمت ميرزا كامران فرستاده . و اين دو كس بغايت سپاهى و صاحب راى صائب و تدبير بودند (
f
. 122
b
) . چون مير عليكه بملازمت بندگان درگاه پادشاه عاليمكان مشرف شد ، از بى پروائى و عظم شان پادشاه چنان تفرس نمود كه عنقريب بعضى از سپاه بيگانه نقش تمرد بر لوح خاطر خواهند نگاشت . مير عليكه بى رخصت پادشاه از اردوى اعلى برآمده ، بسرعت تمام خود را بميرزا شاه حسن رسانيد . ميرزا از استماع آمدن او بغايت متفكر و متردد گرديد . و چون مير عليكه بملاقات ميرزا شاه حسن مشرف شد ، از واقعات استفسار نمود . او گفت :
من پادشاه را در نهايت استعلا ديدم و اركان دولت و اعيان مملكت در نهايت غفلت . از حساب تركانهء خود يافتم كه عنقريب باغى بر ايشان استيلا
هامش
( 1 ) ح زياد دارد : راه مخالفت پيمود و پادشاه بمقابلهء او توجه فرمود و او
( 2 ) ف : جويبار