تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
و حجاز مراجعت فرموده « 1 » به سبزوار تشريف آوردند . و شاهرخ ميرزا نسبت ارادت و حسن عقيدت به بابا حسن ابدال داشته . در سفر هند بابا را تكليف نموده با خود بردند ، و در حين مراجعت در موضع لنگر قندهار رحل اقامت انداخته با مريدان و معتقدان خود اظهار نمود كه ازين زمين بوى محبتى به مشام من مىرسد . تا آخر عمر (
f
. 97
b
) دران منزل گذرانيده همانجا آسوده‌اند . و مزار ايشان در جاى رفيع كه مشرفست بر ارغنداب [ و اكثر مواضع ] واقع شده . در روز جمعه زنان و مردان مردم قندهار از صغير و كبير و وضيع و شريف به زيارت مىروند ، چنانچه احيانا در شهر كسى كم « 2 » مىماند و عجب ازدحام و غلو مىشود . الحق جائ پر فيض و منزلى در كمال صفاست ، و از اكثر وارد و صادر شنيده شد كه مثل اينجا كم به نظر در آمد « 3 » . و خوارق ايشان بسيار است . شمهء از احوال ايشان و رفتن در غار و از طلسم عبور نمودن و خشت طلا بر آوردن سابقا مرقوم شده . و در پيش آستانهء ايشان گنبدى است رفيع مخروطى شكل كه از سنگهاى نا تراشيده كه هر يك به وزن پنج من قندهار بوده باشد بى گچ و آهك و گل ساخته‌اند . مىگويند كه چله خانهء بابا حسن بوده است . و در يك شب آن عمارت تنها با يك خادم بر آورده‌اند . و چنان سنگها را بر بالاى يكديگر نهاده‌اند كه از هيچ درز آن قطرهء آب نمىچكد . و هر كس كه درون در مىآيد از فرجهاى اين سنگها از همه جانب آسمان مىنمايد . ديگر : كوهى كه قبر بابا حسن (
f
. 98
a
) در دامن او واقع است ، بر قلهء آن كوه گنبدى ساخته‌اند ، كه از عمارات بابا حسن ابدال است ، كه نظر هر كه بران گنبد مىافتد مىداند كه از كرامات ايشان است ، زيرا كه آدمى
هامش
( 1 ) م ندارد : ولد ارشد . . . فرموده ( 2 ) د ف ندارد : كم ؛ ح : كسى در شهر نماند ( 3 ) ح : در نظر آمده
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى ) — صفحة 134 | محمد معصوم البكري ( نامى ) / عمر بن محمد داود پوته