و جام سارنگ و رنمل سوده « 1 » ارادهء ملازمت داشتند ، اما مخدوم بلال كه يكى از علماى مشايخ آن ديار است مانع آمده نمىگذارد ، بل ترغيب و تحريص جنگ و قتال مىنمايد . و ازان جهة بود كه بعد از فتح شاه بيگ نسبت به مخدوم بلال مؤاخذه و مصادره فرمودند .
القصه شاه بيگ در همان شب چند كشتى بدست آورده [ و ] سحر با مير فاضل كوكلتاش از آب گذشتند « 2 » و آخر مردم ترخان و ارغون و ساير سپاه نيز عبور نمودند . و شاه بيگ خود در وقت چاشت از آب گذشت .
و مردم تلهتى از قلعه بر آمده رنمل (
f
. 84
b
) برادر جوده سوده را برسم طلايه « 3 » پيش فرستادند . مير فاضل كه از جانب شاه بيگ هراول بود ، پيش دستى نموده به اول حمله فوج را درهم آورد . و چون شاه بيگ رسيد مغلان بدروازهء تلهتى تاخته بسرعت هر چه تمامتر استيلا كردند .
و عاقبة الامر لشكر سمه برخى كشته شدند و بعضى خود را به آب زده روى بعالم عدم نهادند ، و جمعى ديگر فرار نموده خود را به سيوستان رسانيدند .
الغرض سه روز در تلهتى مقام نموده خرمن حيات ساكنان آن موضع را بباد فنا برداد . و مردم سوده دران جنگ كارزار غريب نموده در ميدان مقاتله كمال مردانگى بجاى آوردند ، و ثبات ورزيده اكثرى با رنمل برادر جوده سوده « 4 » كشته شدند .
گفتار در بيان فرستادن امير شاه بيگ ميرزا شاه حسن را از ولايت شال و سيوى بجهة دفع فتنهء جام صلاح الدين و ساير اهل فتن
در اوانى كه شاه بيگ فتح تهته نمود و دارائى و حكومت آن ملك را بيد اختيار جام فيروز تفويض فرمود ، بصوب شال و سيوى معاودت نمود .
هامش
( 1 ) م ندارد : رنمل سوده
( 2 ) م : « عبور نمودند » بجاى « از آب گذشتند »
( 3 ) ح م : طليعه
( 4 ) م ندارد : با رنمل برادر جوده سوده