بر اراضى ماوراءالنّهر و دشت قبچاق و شمال آسيا استيلا يافت بهتدريج دست اين خاندان را از آن نواحى كوتاه ساخت و از جانب خويش بر خطّهء خوارزم حاكمى بگماشت و رؤساى قبايل و خانان « بركه » و « سراى » و « دشت » را سركوب و مطيع خويش كرد . « 1 »
ولى در زمان سلطنت شاهرخ ، اين رؤساى سركوفته و خانان به ظاهر مطيع ، چون فرصتى يافتند علم طغيان و عصيان برافراشتند و بناى حمله و هجوم به خوارزم و نواحى مجاور آن را گذاشتند ، تا آنجا كه پس از مهاجمات بسيار و غارت و كشتار خلقى بىشمار سرانجام بر تمام ناحيه مسلّط شدند و تشكيل حكومت ازبكان را دادند كه مدّتها ادامه داشت .
خاقان سعيد - امير كبير . . .
مراد از خاندان خاقان سعيد ، صاحبقران امير تيمور گوركان معروف مستغنى الوصف است ( 736 - 807 ه ) كه سالها پيش از تأليف كتاب در گذشته و مؤلّف از او با كلمهء « تغمّده اللّه بغفرانه و أسكنه فى بحابيح جنانه » « 2 » ياد كرده است .
و مقصود از خاقان سعيد « 3 » همه جا شاهرخ فرزند امير تيمور است كه پس از پدر تا سال 850 ، سلطنتى پربار داشته و در مطلع السّعدين و مجمل فصيح خوافى و حبيب السّير و ساير كتابهاى تاريخ نيز بدين نام شناخته و خوانده شده است .
امّا « مرحوم مغفور امير كبير » كه مكرّر نام او همراه با نام مؤلّف آمده و به درويشان و اهل فقر بالاخص با مؤلّف انسى داشته و به او ارادتى مىورزيده است . « 4 » مراد غياث الدّين شاه ملك نوبان است « 5 » پدر ممدوح مؤلّف .
اين امير كبير از حكّام نامدار و امراى عالىجاه امير تيمور و پسرش شاهرخ بود و بنا به روايت عبد الرّزاق سمرقندى « 6 » چون امير تيمور « از ناصيهء او آثار دولت و نجاح و انوار
هامش
( 1 ) . بركه و سراى و دشت و هشترخان نام شهرهايى بوده در مشرق بحر خزر و حوالى رود ولگا .
رجوع شود به حواشى مجمل فصيح خوافى ، چاپ محمود فرّخ و سفرنامهء ابن بطوطه و مطلع السّعدين .
( 2 ) . ر . ك : ص 248 - 249 .
( 3 ) . ر . ك : فهرست اعلام ذيل كلمهء خاقان سعيد .
( 4 ) . ر . ك : ص 169 .
( 5 ) . نوبان - امير اعظم ، شاهزاده ، از القاب بزرگان ترك است و در مقصد الاقصى ( ص 403 ) نوبتى با نام غياث الدين ابو الفتح شاه ملك خوانده شده .
( 6 ) . مطلع السّعدين ص 118 و 121 و 139 و 336 و نيز ر . ك : حبيب السّير .