نگاهى به تاريخ
پيش از آنكه به شرح حال مؤلّف كتاب و ذكر آثار و تأليفات او بپردازد ، اشاراتى اگرچه به اجمال به تاريخ خوارزم و وقايع و حوادث آن زمان مؤلّف و فرمانروايانى كه در آنجا حكومت داشتهاند ، لازم به نظر مىرسد . چه در بيان شرح حال وى ، همچنين در غالب صفحات كتاب ، گاهى از نامهايى سخن مىرود كه درك مقصود را بىسابقهء معرفتى به حال آنان ، پيچيده و دشوار مىسازد ، و اهميّت اين مطلب تا بدانجاست كه غالب محقّقان و مؤلّفان و فهرستنويسان را دربارهء شرح حال و آثار مؤلّف دچار سهو و اشتباه گردانيده ، كه به پارهاى از آنها در صفحات بعد اشاره خواهد شد .
از جملهء اين نامها يكى خاقان سعيد است . ديگر امير كبير و شاهزادهء جهانبان ، و ملكهء ملكة الخيرات ، و بعضى نامهاى ديگر كه شرح آنها بيايد .
اينك نظرى به خطّهء خوارزم در عصر مؤلّف :
سرزمين خوارزم ، پس از هجوم قبايل تاتار و غلبهء چنگيز بر خوارزمشاهيان تحت استيلاى يكى از فرزندان او به نام جوجى درآمد و شهرهاى اطراف اين خطّه سالها در تصرّف اولاد خاندان جوجى بود . « 1 » در اوايل قرن نهم ، از آن پس كه امير تيمور گوركان
هامش
( 1 ) . خوارزم در قديم ناحيتى بوده است در سفلاى غربى جيحون و شرق بحر خزر و جنوب درياچهاى بدين نام ( - درياچه آرال ) كه از ديرباز مهد زندگانى قوم آريا بوده و سوابقى تاريخى و كهن دارد .
دربارهء وجه تسميهء آن و كسب اطّلاعات بيشتر از اين سرزمين ، رجوع فرماييد به معجم البلدان ياقوت حموى و هفت اقليم 3 / 314 چاپ جواد فاضل و نزهة القلوب حمد اللّه مستوفى و ظرايف و طرايف ، پنجمين نشريهء استادان زبان و ادبيّات فارسى ص 290 و سفرنامهء ابن بطوطه ترجمهء محمّد على موحّد و برخى كتابهاى ديگر .