تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
همىگويد : مردم را بيافريدم از گلى بيرون آخته از جايى ، چنانك از ميان انگشتان بيرون جوشد گل چون بفشارندش ، آنگاه مر آن را آبى اندك كرديم اندر قرارگاهى استوار « 1 » ، آنگه مر آن نطفه را خون بسته كرديم ، آنگه مر آن خون بسته را چون گوشت خائيده كرديم ، آنگاه مر آن را استخوان آفريديم ، آنگه آن استخوانها را به گوشت بپوشانيديم ، آنگاه آفرينش ديگر كرديمش . بزرگست خداى كه آفريدن او نيكوترست از « 2 » آفريدن همهء آفرينندگان . ( 50 ) و ما همىدانيم - گفتند - كه اين اجسام اندرين حالها جز بفاعلى قادر و بخواست او همىنگردد ، و واجب « 3 » آيد كه آن فاعل « 4 » پيش ازين اجسام بوده باشد ، تا حالها را بر جسم حادث همىكند ، و چون حدثها بر جسم همى زو پديد آيد ، فاعل قديم باشد كه پيش ازين حادثات باشد . و گفتند : بدين دليل صانع « 5 » قديم و گردانندهء حال اجسام ثابت است . آنگاه گفتند : چون صانع عالم ثابت شد ، واجب است دانستن كه صانع عالم است و قادرست و زنده و شنواست و بيناست و قديم است . ( 51 ) اين متكلّمان مرين شش صفت « 6 » ذات ( خداى را ) گويند . و گفتند : اگر كسى گويد كه چه دانند كه صانع قادرست ؟ گوييم : ما همىبينيم كز دو تن آنكش « 7 » كردن نه چون آن ديگرست كه فعل نتواند كردن ،
هامش
( 1 ) استوار : ارسدهA. ابو الفتوح رازى در تفسير خود ( چاپ اول تهران ج 3 سال 1313 تهران ص 616 ) « قرار مكين » را به « جايگاه استوار » ترجمه كرده است . ( 2 ) از : وA( 3 ) واجب : و لهب ( ! )A( 4 ) فاعل : فاعلىA( 5 ) صانع : صانعىA( 6 ) صفت : صفاتA( 7 ) آنكش : آنكA
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 54 | ناصر خسرو