تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
يا نيز « 1 » همه مردم جاهل است تا عالم صفت او نباشد ، بل هر يكى ازين دو ضدّ صفتى است از صفات مردم بجاى خويش ، چنانك هر چند سردى و گرمى ضدّان‌اند ، هر دو صفت‌هاى جسم‌اند ، كه نه همه جسم گرم است تا سرد « 2 » صفت او نباشد ، يا همه جسم سرد است تا گرم « 3 » صفت او نباشد ، و چو يك صفت مردم را كآن جهل است بر خداى روا نداشتى ، علم را كو نيز صفت مردم بود برو سبحانه روا نبايستى « 4 » داشتن ، از بهر آنك چنانك علم صفتى است كه رواست كه مردم « 5 » به دو موصوف باشد ، جهل نيز صفتى است كه رواست كه مردم به دو موصوف باشد ، ( و چنانك گرمى صفتى است كه رواست كه جسم به دو موصوف باشد ) سردى نيز صفتى است كه رواست كه جسم به دو موصوف باشد ، و يكى ازين دو صفت مخالف بجسم سزاوارتر از آن ديگر نيست هر چند كه ضدّان‌اند ؛ همچنين از علم [
b
15 ] و جهل يكى بمردم سزاوار ( تر ) از آن « 6 » ديگر نيست . ( 46 ) پس درست كرديم كه خدا ( را ) بصفت جهل و عجز گفتن از بهر آن روا نيست كاين صفتهاء مخلوق است « 7 » ، نه بدانك اين صفتها زشت است ، و چون چنين است بضدّ اين دو صفت نيز كآن علم و قدرت است مر او را سبحانه و تعالى صفت كردن روا نيست « 8 » ، از بهر آنك اين نيز صفات مخلوق است . و متكلّم لقبان اين امّت را بدين روى غلطى « 9 » بزرگ افتاده است ، كه بصفات نيكوى خويش خداى را همى صفت كنند ، وز صفات زشت خويش او را همى تنزيه كنند ،
هامش
( 1 ) يا نيز : با نيزA( 2 ) تا سرد : يا سردA( 3 ) تا گرم : با كرمA( 4 ) نبايستى : نبايشتىA( 5 ) كه مردم : كه جسمAاز جملهء بعد اشتباها بدينجا نقل شده ( 6 ) از آن : آنانA( 7 ) مخلوق است : مخلوقيستA( 8 ) روا نيست : روانستA( 9 ) غلطى : غلظىA
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 50 | ناصر خسرو