ردوج و اهل درهء منجان بقول مؤلف كتاب ، شيعه آغائى خانى ( يعنى اسماعيليهء آقاخانى ) هستند . خود اهل درهء يمكان را گويد زبانشان فارسى و مذهبشان سنى است . در كتاب مزبور تفصيلات مفيدى از احوال و مذاهب نقاط بدخشان باشباع بيان مىكند .
( سيد حسن تقىزاده مقدمه ديوان ناصر خسرو . ص كز حاشيه ) .
مقدمه ص ( 8 ) سطر 7 :
. . . هنوز پيرو اسماعيليهاند . هنوز در خود بدخشان و نواحى مجاور آن خطه و در خوقند و قراتكين و سارى قول و دخان و ياسين و همچنين در يكى از نواحى بلخ و در درههاى جلالآباد و كمار در كافرستان و ظاهرا در بخاراى كهنه نيز اسماعيليه وجود دارند . ( هوارت در مادهء اسماعيليه در دائرة المعارف اسلامى ) در كتاب سابق الذكر محمد نادر خان شرح مشبعى از بلوكات و نواحى بدخشان كه در آنها اسماعيليه « شيعهء آغا خانى » وجود دارد مذكور است مانند تكاب و ردوج و درهء منجان و درهء زيباك و همچنين در و خان ( واخان ) و شغنان و اطراف آن ولايات . . . ( تقىزاده . مقدمهء ديوان ناصر خسرو ص ل متن و حاشيه ) .
مقدمه ص ( 12 ) سطر 10 :
. . . - كه اين مرد - كلمهء « اين مرد » كه ايوانف ( مسائلى در باب ترجمهء احوال ناصر خسرو ص 75 ) آن را علامت عدم احترام دانسته ، هميشه چنين نيست ، زيرا شاگرد ابو الهيثم « اين مرد فاضل » آورده ، هر چند « فاضل » صفتى است نيك ولى لزومى به آوردن « اين مرد » نبود .
مقدمه ص ( 12 ) سطر 14 :
. . . او گوييم . » شارح قصيدهء وى نيز اسماعيلى بود و او نه سال نزد ابو الهيثم شاگردى كرده بود و تا توافق مذهب نباشد ، مشكل است كه چنين رابطهاى ايجاد شود .
مقدمه ص ( 12 ) بعد از سطر 19 :
از سوى ديگر ، شاگرد وى در شرح قصيدهء او ( ص 89 ) گويد : « اين سؤالى است كه كس گرد اين نگشته است مگر اين مرد فاضل ( ابو الهيثم ) ايدون گفته
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: ناصر خسرو
ص٣٤٨