بر آنك دهر بقاء بى « 1 » مرگست آنست كه زمان « 2 » روز بروز همىگذرد ( و ) بقاء زندهء ميرنده است . « 3 » و چو « 4 » بقاء زندهء ميرنده زمان گذرنده باشد ، واجب آيد كه بقاء زندهء تا ميرنده - كه آن نفس است « 5 » و عقل است - بقاء سرمدى باشد ناگذرنده ، و نام آن دهر است .
( 115 ) و قولى « 6 » مختصر بر « 7 » اظهار دهر و زمان و تفصيل « 8 » ايشان از يكديگر آنست كه گوييم : زمان « 9 » از دهر « 10 » بحركات فلك پيموده « 11 » است « 12 » كه نام آن روز و شب و ماه و سال و جز آنست ، و دهر زمان ناپيموده « 13 » كه مر او را آغاز و انجام نيست ، بل « 14 » دهر زمان درنگ « 15 » و بقاء مطلق است . و امّا برهان بر آنك جوهر نفس ميرنده نيست و بقاء « 16 » او دهر است ، و بقاء مطلق است أزلى و أبدى « 17 » ، آنست كه گوييم : جسد ما زنده است روزگارى ، تا « 18 » زندگى ازو همىبشود .
پس دانستيم كه زندگى جسد ما عرضيست « 19 » ، آنگه « 20 » گوييم : هر « 21 » معنيى كه آن بعرض اندر چيزى پديد آيد ، آن معنى اندر چيزى ديگر جوهرى باشد . و آن چيز كه آن معنى مر او را جوهرى باشد ، پيش از آن چيز باشد بوجود - از آن چيز كه « 22 » آن معنى اندرو بعرض پديد آيد ، - چنانك
هامش
( 1 ) بىA: -R( 2 ) كه زمانR: كز زمانA( 3 ) استR: -A( 4 ) و چوA: و چهR( 5 ) نفس استA: نفسR( 6 ) و قولىA: و قولR( 7 ) مختصر برA: -R( 8 ) تفصيلA:
تفضلR( 9 ) زمانA: كه زمانR( 10 ) دهرR: + استA( 11 ) پيمودهA: همراهR( 12 ) استR: -A( 13 ) كه نام آن . . . ناپيمودهA: -R( 14 ) بلA: بلكR( 15 ) زمان درنگ : زمان و درنگRو زمان و درنگA ( Cf . H . S . Nyberg , Hilfsbuch des)
( 16 ) و بقاءR: بقاءA( 17 ) و أبدىR: أبدىA( 18 ) تا : (Pehlevi II . Glossar s . v . Zaman. ) و تاAو بازR( 19 ) عرضيستA: عرضستR( 20 ) آنگهA: آنگاهR( 21 ) هرA: بهرR( 22 ) از آن چيز كه : كه آن چيز باشد كهRA