قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته « و قيل انه اشارة الى ما
روى ان جبرئيل اتى النبى صلى اللَّه عليه و إله فى صباه و يوم الميثاق فاستخرج قلبه فغسله ثم ملأه ايمانا و علما »
و تفصيل اين مقدمه در سورهء بقره گذشت
وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ
و برداشتيم از تو بوسيلهء على بن ابى طالب عليه السّلام ثقل و گرانى حرب تو را كه با كفار و معاندين دين مبين دارى چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده
الَّذِي
آن بار گرانى كه
أَنْقَضَ ظَهْرَكَ
گران ساخته بود پشت تو را
وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ
و بلند گردانيديم براى تو نام تو را يعنى نام تو را قرين با نام خود ساختيم در كلمهء شهادت تا رفعت شأن تو بر همگنان ظاهر و با هر گردد پس حقتعالى ميفرمايد كه اگر تو را اى محمد فرو گيرد غمى دلتنگ مباش و صبر كن
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
پس بدرستى كه با هر دشوارى و تنگى آسانى است
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
جملهء مبالغه است و اشاره است بر اينكه در برابر يك عسر دو يسر است چنانچه از ابن عباس منقول است كه « يقول اللَّه خلقت عسرا واحدا و خلقت يسرين فلن يغلب عسر يسرين » يعنى حق تعالى در اين آيت ميفرمايد كه آفريدم يك عسر را و آفريدم دو يسر را پس هرگز غالب نگردد يك عسر بر دو يسر و زجاج نقل كرده است كه روزى حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله از خانه بيرون آمدند مسرور و خندان و ميگفتند يك عسر بر دو يسر غالب نگردد و بناء اين كلام بر اين قاعدهء مقرره نزد عربان است كه هر گاه چيزى را نكره آورند و تكرار آن بطريق تنكير نمايند ثانى غير اول خواهد بود مثل « اذا كسبت درهما فانفق در همه » درهم ثانى غير در هم اول است نه عين آن و اگر تكرار بطريق تعريف باشد مثل « اذا كسبت الدرهم فانفق الدرهم » درهم ثانى همان عين درهم اول است پس بنا برين قاعده در اين مقام يك عسر خواهد بود و دو يسر زيرا كه عسر مصدر بالف و لام تعريف است و يسر نكره و بعد از اين به جهت ترغيب وى در عبادت و تحريص او در طاعت ميفرمايد كه
فَإِذا فَرَغْتَ
پس چون فارغ شوى از نماز
فَانْصَبْ
پس جهد كن در دعا بسوى پروردگار خود يعنى بعد از نماز يوميه مشغول براحت