تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
.
فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ
پس اما آدمى چون در مقام ابتلا و امتحان در آرد او را پروردگار او
فَأَكْرَمَهُ
پس اكرام كند او را و گرامى دارد بدولت و اقتدار
وَ نَعَّمَهُ
و نعمت دهد او را بانواع نعمتها
فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ
پس گويد آن آدمى از روى فرح و شادى پروردگار من اكرام كرد مر او گرامى داشت مرا
وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ
و اما چون امتحان كند پروردگار او را
فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ
پس تنگ گرداند برو روزى او را
فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ
پس گويد پروردگار من اهانت كرد مر او ذليل و خوار ساخت مر او چون در بسط رزق و ضيق آن شكر و صبر و كفران و جزع معلوم مىشود بنا برين حق تعالى هم بسط رزق را ابتلا گفته و هم ضيق آن را و حاصل كلام اينست كه آدمى به جهت اشتغال بمزخرفات و لذات دنيوى كرامت را بتوانگرى و اهانت و مذلت را بدرويشى و بيچيزى ميداند و اين از قصور فهم اوست
كَلَّا
نه چنانست كه آدمى تصور كرده بلكه حقيقت كرامت و اكرام بطاعت و عبادتست و مذلت و اهانت به معصيت و نافرمانيست و اما غنا و فقر امريست كه حق سبحانه و تعالى نظر بمصالح عالم و نظام بنى آدم به عمل ميآرد و بعد ازين حق تعالى بيان اسباب هوان و مذلت مىكند و ميفرمايد كه ذليل و خوار گردانيدن شما به جهت امرى ديگر نيست
بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ
بلكه بواسطهء اعمال بد شماست از آن جمله اينست كه گرامى نميداريد شما طفل بىپدر را و تفقد و دلجويى او نميكنيد بصله و عطيه
وَ لا تَحَاضُّونَ
و تحريص نميكنيد يكديگر را و راغب نميسازيد
عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ
بر طعام دادن فقير و محتاج بنا برين ترجمه ، طعام بمعنى اطعام خواهد بود و تخصيص يتيم بذكر به جهت آنست كه در اغلب كسى نيست كه كفيل مهمات او باشد و خبرى ازو گيرد از اينست كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله