و نهى كردنست ايشان را به مأمورات و منهيات الهى . در من لا يحضره الفقيه روايت كرده كه شخصى به حضرت صادق عليه السّلام گفت كه ما اهل خود را امر ميكنيم و نهى مى - نمائيم اما ايشان قبول نميكنند . حضرت فرمودند
« اذا أمرتموهن و نهيتموهن فقد قضيتم ما عليكم »
مخفى نماند كه حق تعالى در سورهء بقره خطاب بكفار كرده مى - فرمايد كه «
فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ
» « 1 » و درين سوره خطاب بمؤمنين مىكند پس ميتواند كه دركات فساق مؤمنين بالاتر از دركات كفار باشد و يا آنكه مراد از توقى مؤمنين توقى از ارتداد باشد اللَّه اعلم
عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ
موكل باشند بر آن نار فرشتگان غلاظ الاقوال شداد الافعال كه مراد از آن زبانيهاند . و در روضهء كافى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله فرموده كه خبر كرده مرا روح الامين كه وقتى كه خداى بىسهيم و شريك جميع خلايق اولين و آخرين را در صحراى قيامت ايستاده كند جهنم را در آن صحرا آورد و آن را بهزار مهار بكشند و هر مهار آن را صد هزار فرشتهء غلاظ و شداد گرفته باشند « اللهم خلصنا من النار به حق محمد و آله الاطهار »
لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ
عصيان نورزند آن ملائكهء غلاظ و شداد و نافرمانى خداى تعالى نكنند بدانچه فرموده باشند ايشان را در ازمنهء گذشته
وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
و بكنند بدانچه مأمور باشند در ازمنهء آينده و ميتواند كه مراد از «
لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ
» اصل قبول اوامر الهى باشد و از «
يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
» التزام اين اوامر و دوام در آن باشد بنا برين مفاد «
لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ
» غير مفاد «
وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
» خواهد بود
« فى عيون اخبار الرضا ان الملائكة محفوظون معصومون من الكفر و القبائح بالطاف اللَّه تعالى قال اللَّه تعالى فيهم
لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
»
يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ
اى آن كسانى كه انكار ربوبيت رب العالمين و رسالت خير النبيين كرديد عذر
هامش
( 1 ) - س 2 ، ى 24