مكهاند فرستاده و پيغمبرى از جملهء ايشان
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ
ميخواند آن رسول بر آن اميين آيتهاى كلام خداى تعالى را
وَ يُزَكِّيهِمْ
و پاك ميساخت آنها را از دنس شرك و كفر از جميع خبائث
وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ
و تعليم ميكرد بايشان قرآن را
وَ الْحِكْمَةَ
و معالم دين نفس الامريه را از اصول و فروع و از منقول و معقول على بن ابراهيم عليه الرحمه گفته كه مراد از اميين كسانىاند كه كتاب الهى با ايشان نباشد مانند اهل مكه و قريش و بعد ازين حديثى صحيح از حضرت صادق عليه السلم در تفسير «
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ
» روايت كرده كه آن حضرت فرمودند كه
« كانوا يكتبون و لكن لم يكن معهم كتاب من عند اللَّه و لا بعث اليهم رسولا فنسبهم اللَّه الى الأميين »
يعنى آن جماعتى از اهل مكه كه خداى تعالى پيغمبر آخر الزمان صلوات اللَّه عليه و آله را بر ايشان مبعوث گردانيده ، بودند خواننده و نويسنده ليكن با ايشان چون كتابى كه نازل از جانب اللَّه باشد نبود و پيغمبر بر ايشان نازل نگشته بود كه اظهار احكام الهى بر ايشان تواند كرد بنا برين حق تعالى ايشان را نازل منزلهء امى گردانيده نسبت بامّى بمعنى ناخوانده و نانويسنده داد و از تصريح بعضى احاديث معلوم مىشود كه مراد از اميين منسوب بام القرى به معنى مكه است چنانچه قبل ازين مذكور شد و در كتاب علل الشرائع از جعفر صيرفى روايت كرده كه من از حضرت جواد عليه السلام پرسيدم كه بچه سبب حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله را امى مىگفتند ؟ حضرت فرمودند كه عوام يعنى اهل سنت درين باب چه مىگويند ؟ گفتم زعم ايشان اينست كه چون پيغمبر ناخوانده و نانويسنده بود بنا برين ملقب بامى شد حضرت فرمود
« كذبوا عليهم لعنة اللَّه انى ذلك و اللَّه يقول
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
فكيف كان يعلمهم ما لا يحسن و اللَّه لقد كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و إله يقرأ و يكتب باثنين و سبعين او بثلاث و سبعين لسانا و انما سمى الامى لانه كان من اهل مكة و مكة من امهات القرى و ذلك