تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
فَذَكِّرْ
پس پند ده اى محمد مكلفين را و ثابت قدم باش در پند دادن و باكى مدار از گفتگوى كفار كه ميگويند تو كاهنى يا مجنون
فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ
پس نيستى تو قسم بنعمت پروردگار تو كاهن كه خبر دهنده باشى از غيب بوسيلهء جن و نه ديوانه كه بدون شعور سخن گويى بنا برين جملهء « بنعمة ربك » جملهء قسميست كه در ميان مبتدا كه فما انت است و ميان خبر كه كاهن است واقع شده و ميتواند كه جمله‌اى باشد متضمن حمد و شكر به اين تقدير كه « فما انت بكاهن و لا مجنون به حمد اللَّه تعالى و انعامه »
أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ
آيا مىگويند قريش كه محمد صلوات اللَّه عليه و آله شاعر است نه پيغمبر و آنچه او مىگويد در غايت فصاحت و بلاغت بجهة ملكه‌ايست كه در شعر دارد و مىگويند
نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ
انتظار ميبريم كه برسد به او حادثه‌اى از حوادث روزگار كه آن موتست يا غير آن كه باعث حزن و اضطراب او گردد و كلام او از رونق افتد
قُلْ تَرَبَّصُوا
بگو اى محمد در جواب ايشان كه انتظار بريد مرگ مرا يا زمان نكبت مرا
فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ
پس بدرستى كه
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 282 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي