« فى اصول الكافى عن ابى حمزة عن ابى جعفر عليه السلم فى قوله :
إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ
قال :
فى امر الولاية
يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ
قال : من افك عن الولاية افك عن الجنة »
و در تفاسير مشهوره
يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ
را هم به مدح مؤمنين حمل كردهاند و هم بذم منكرين و بنا بر مدح معنى چنين است كه مصروف مىشود از قول مختلف آن مؤمنين كه بنا بر لطف و توفيق الهى از آن مصروف شدهاند ، و بنا بر ذم معنى چنين است كه برميگردد از پيغمبر و قرآن آن كسى كه از خير برگشته يا كسى كه در سابق علم الهى مستحق مصروفيت شده به جهت عناد و انكار
قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ
معنى ظاهرى اينست كه كشته شدند تخمين كنندگان اما اهل تفسير قتل را به معنى لعن و خرّاصون را به معنى كذّابون گرفتهاند يعنى لعنت كرده شدند دروغ گويان از اصحاب قول مختلف اين خبرست در معنى دعاء بقتل و بلعن
الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ
آن خرّاصونى كه آنها مغمورند در جهل خود و غافلان و بيخبرانند از امور حقه بنا برين ضمير هم مبتداست و فى غمرة خبر اول و ساهون خبر دوم مثل آنكه گويند زيد جاهل جائر يعنى زيد نادان است و جور كننده
يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ
اى « يسألون ايان وقوع يوم الدين » يعنى ميپرسند اين خراصون از روى استهزا كه كى خواهد بود واقع شدن روز جزا كه حق تعالى فرموده :
وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ
؟ پس حق تعالى در جواب ايشان ميفرمايد كه واقع مىشود آن روز جزا
يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ
در روزى كه آن كافران بر آتش دوزخ سوخته شوند و بدان معذب گردند . بنا برين يوم هم منصوبست بفعل مقدر و تقدير كلام چنين است كه « يقع فى يوم هم . على النار يحرقون » و سوخته شوند در حالتى كه گفته شود مر ايشان را كه
ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ
بچشيد مرارت سوختن و عذاب خود را
هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ
اين عذاب آن چيزيست كه بوديد شما در دنيا كه به رسيدن و طلبيدن آن شتاب ميكرديد و ميگفتيد
أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ
و بعد از وعيد كفار در وعد ابرار ميفرمايد كه :