أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ
آيا نظر نمىكنند منكران بعث بسوى آسان
فَوْقَهُمْ
حالكونى كه آن آسمان كاين و ثابتست بر بالاى سر ايشان
كَيْفَ بَنَيْناها
چگونه بنا كردهايم آن را و برداشته طبقهاى را بر بالاى طبقهء ديگر بدون اعمدهء مرئيه
وَ زَيَّنَّاها
و آراستهايم آن را بكواكب مضيئه
وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ
و نيست مر آن آسمان را هيچ گونه برآمدگى بلكه سطوح طبقات آن همه همواره و منطبق بر يكديگر به اين وجه كه سطح مقعر مماس سطح محدب آنست
وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها
و زمين را پهن كرديم و گسترانيديم
وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ
و افكنديم در آن ارض كوههاى بلند را
وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ
و رويانيديم در آن زمين از هر صنف نبات بهجت افزا
تَبْصِرَةً
اى للتبصرة
وَ ذِكْرى
اى و للتذكرة يعنى اين امور را بفعل آورديم به جهت نظر كردن و ديدن در آن بديدهء عبرت و براى ياد كردن و پند دادن
لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ
مر هر بندهء بازگردنده بمعبود خود و تفكر كننده در بدايع و صنايع او تا آنكه علم بكمال قدرت الهى بهمرساند و بداند كه هر گاه خداى تعالى قادر بر اين امور عجيبه باشد بيقين قادر بر حشر ايشان نيز خواهد بود
وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً
و فرو فرستاديم ما از جانب آسمان باران با بركت و منفعت را
فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ
پس برويانيديم به آن باران بوستانها و باغها را يعنى باغهاى مشتمل بر درختها و ميوهها و گياهها را
وَ حَبَّ الْحَصِيدِ
و دانههاى گياه روئيده شده را مانند جو و گندم و برنج و امثال آن و حصيد فعيل بمعنى محصودست يعنى درو كرده شده و چون حب را درو نمىكنند پس مراد از حب زرعيست كه از شأن آن زرع درو كردن باشد و اضافهء حب به حصيد اضافهء فرع بر اصل است بمعنى لام نه اضافهء موصوف بصفت پس تقدير كلام چنين است كه « فانبتنا به حب الزرع الذى