همهء اعضاى فرزندان آدم پوسيده شود مگر استخوان عصص « 1 » كه اصل ذنب است كه آن محفوظ ماند و حق تعالى در قيامت اجزاى متفرقه را بر آن ضم كند و مرده را زنده نمايد على بن ابراهيم آورده كه ابى بن خلف چون بابو جهل گفت بيا پيش من تا بعجب بيارم تو را از گفتهء محمد ، پس استخوان پوسيدهاى را برداشت و بدست ماليد و گفت محمد را گمان است كه اينچنين استخوان پوسيده شدهء ريز ريز زندهء خواهد شد .
پس بنا بر اين حق تعالى آيهء كريمهء
أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً
را تا آخر نازل گردانيد و بعد از اين حق سبحانه و تعالى ميفرمايد كه از انكار بعث و حشر گذشتيم
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ
بلكه تكذيب كردند ايشان بمحض عناد و عدم تفكر حق را كه قرآنست يا محمد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم
لَمَّا جاءَهُمْ
آن هنگام كه آمد بديشان حق بهر دو معنى
فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ
پس اين مكذبين در كارى مختلف و مضطرباند چنانچه قرآن را گاهى بسحر و گاهى بشعر و گاهى بافسانهء پيشينيان نسبت ميدهند و حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله را گاهى ميگويند كاهن است و وقتى ميگويند كه مفتريست و گاهى نسبت جنون به او ميدهند پس حق تعالى اقامت برهان مىكند بر قدرت خود بر بعث و ميفرمايد كه :
[ سوره ق ( 50 ) : آيات 6 تا 11 ]
أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ ( 6 ) وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ( 7 ) تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ ( 8 ) وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ ( 9 ) وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ ( 10 )
رِزْقاً لِلْعِبادِ وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ ( 11 )
هامش
( 1 ) - عصعص بر وزن قنفذ و علبط و حجب ، و عصص بر وزن أدد و زبر ، و عصعوص بر وزن عصفور : بن دم و استخوان دمغزه را گويند . دمغزه بر وزن خمكده بمعنى دم غاره است كه بيخ دم و استخوان ميان دم حيوانات باشد و آن را به عربى عسيب گويند ( منتهى الارب - برهان قاطع ) . م