سبقت ميگرفت دعاى حضرت امام حسين و اول مرتبه به زبان مبارك مىآمد كه :
و اصلح فى ذريتى
بدون كلمهء فى هر آينه ميبودند همه ذريات آن حضرت امامان پاك از دنس بشرى و لوث هواجس نفسانى و ليكن دعاى آن حضرت اينچنين به زبان او پيشى گرفت كه :
أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي
با كلمهء فى بنا برين معنى كلام اينست كه و باصلاح آور براى من در ميان فرزندان من و بعضى از آنها پس بعضى از ايشان امام شدند واحدى بعد از واحدى اجابت گردانيد خداى تعالى بسبب ايشان حجت خود را و ازينست كه در يك زمان امام متعدد موجود نميشود
إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ
بدرستى كه من بازگشتم بسوى تو از هر چه غير رضاى تو باشد
وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ
و بدرستى كه من از جمله مسلمانانم
أُولئِكَ الَّذِينَ
امامان دين و دنيا و ذرارى خير الورى آن جماعتىاند كه
نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ
قبول ميكنيم ما از آنها
أَحْسَنَ ما عَمِلُوا
خوبيهايى را كه به جامى آرند . بنا برين لفظ « احسن » در اينجا بمعنى حسن است و ميتواند كه بمعنى افعل تفضيل باشد و درين صورت مراد از آن انواع طاعتست از افعال واجبه و مستحبه كه بوسيلهء آن مستحق ثواب ميگردند و اعمال مباحه اگرچه از جنس حسناند اما چون مزيت در حسن ندارند در معرض قبول الهى در نمىآيند و مستوجب ثواب و باعث وصول بروضات جنات نميگردند
وَ نَتَجاوَزُ عَنْ سَيِّئاتِهِمْ
و در گذريم از گناهان ايشان مراد از گناه نظر بر ائمه عليهم السلام بطريق اولى است و نظر بر سائر ذرارى بمعنى حقيقى خود
فِي أَصْحابِ الْجَنَّةِ
در حالتى كه ايشان در ميان اهل بهشت باشند
وَعْدَ الصِّدْقِ
مفعول مطلق فعل مقدرست به اين اين تقدير كه « وعدهم وعد الصدق »
الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ
يعنى وعده داده خداى تعالى طينت طيبين را بتقبل اعمال نيكو و بتجاوز از اعمال به وعده دادن راست آن چنان وعدهاى اين چنين بودند كه وعده داده ميشدند به زبان انبيا . پوشيده نماند كه سياق اين آيه موافق حديث سابق دلالت دارد بر اينكه مراد از انسان در وصينا الانسان شخص معين است نه عام مطلق زيرا كه حق سبحانه و تعالى توقيت حمل و فصال را به مقدارى كرده كه زياده بر آن و ناقص