و قابليت آن نبود وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ و برداشت به غير حق آن را آدمى بنا بر استعداد ذاتى جبلى خود إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً بدرستى كه هست آدمى بسيار ستمكار بر نفس خود و بر غير خود جَهُولًا بسيار نادان زيرا كه غالبست در او قوت غضبيه و شهويه كه اين دو صفت علت آن دو صفتند و « إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا » توصيف جنس است باعتبار اغلب افراد . تفسير امانت بولايت و امامت در احاديث اهل بيت طيبين و طاهرين عليهم السلام متكرر الورودست و جمعى كه امانت را به تكليف تفسير كردهاند منافات بما نحن فيه ندارد زيرا كه امامت بعد از ثبوت فرد كامل تكليف است پس تفسير امانت بولايت و امامت تفسير بفرد كامل خواهد بود هر چند امانت را افراد متعدده از تكاليف شرعيه بوده باشد و مؤيد اينست آنچه روايت كردهاند كه وقت حضور نماز رنگ مبارك حضرت امير المؤمنين عليه السّلام متغير ميشد و تزلزلى در اركان بدن مبارك او بهم ميرسيد و چون به آن حضرت ميگفتند كه ما لك يا امير المؤمنين ؟ در جواب ميفرمودند كه « جاء وقت الصلاة ، وقت امانة عرضها اللَّه على السماوات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها » و اين حمل امانت را به غير حق علت و نتيجه اينست كه : لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ تا عذاب كند خداى تعالى مردان منافق را كه حامل امانت امامت و خلافت شدند بظلم و غصب وَ الْمُنافِقاتِ و عذاب كند زنان منافقه را كه سعى بليغ در ابطال خلافت حقه نمودند وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ و عذاب كند مردان مشرك و زنان مشركه را كه اعتقاد بربوبيت و رسالت و امامت نكردند وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ و تا رجوع كند خداى تعالى برحمت شاملهء خود يعنى ارسال رحمت عامه خود نمايد بر مردان و زنان ايمان آرنده و قبول كنندهء خلافت وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً و هست خداى تعالى آمرزندهء مهربان « فى عيون اخبار الرضا عليه السّلام عن الحسين بن خالد قال سألت ابا الحسن على بن
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 666
پدیدآورندگان: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص۶۶۶