ابراهيم عليه السّلام بود و ابراهيم دعوت بتوحيد كرده بود و انذار ازين فاحشه ننموده پس لوط در مقام اختصار بيان نمود آنچه را كه مختص به آن بود كه آن منع از لواطه است و از اينجا معلوم شد كه انذار از عمل لواطه مختص بلوط بوده و امر بتوحيد كه از او ناشى شده چنانچه در سورهء ديگر گفته : اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ . آن تبليغى بود از زبان ابراهيم . أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ آيا شما مىآييد بمردان و عمل لواط مىكنيد ! بقرينه اين كلام بعضى از قراء « إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ » را نيز بطريق استفهام خوانده وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ و قطع مىكند راهى را كه خداى تعالى براى تحصيل نسل قرار داده ؟ بنا برين « وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ » بازاى « مِنْ دُونِ النِّساءِ » است در آيت ديگر كه فرموده « لتأتون الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ » و بعضى گفتهاند كه قطع سبيل راه بر مسافران بستن و مال ايشان گرفتن و كشتن ايشان است چنانچه متبادر از اين كلمه است وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ و مىآييد در مجلس خود بفعل زشت . و از حضرت امام رضا عليه السّلام مروى است كه مراد از منكر ضرطه است كه در مجالس ايشان ميزدند و شرم نميكردند . و در روايت على بن ابراهيم عليه الرحمه چنين واقع شده كه « هم قوم كان يضرط بعضهم على بعض » و از بعضى احاديث مستفاد ميگردد كه مراد از منكر كولى بازيست . و بعد از منع و توبيخ لوط عليه السّلام قوم خود را . فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ پس نبود جواب قوم او در برابر آن منع إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ مگر آنكه گفتند به او از روى استهزاء و سخريه بيار بما عذاب خداى تعالى را بجزاى اين عمل إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ اگر باشى تو از جملهء راستگويان در اينكه اين فعلى كه ما ميكنيم قبيح و مستوجب عذابست قالَ گفت لوط رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ اى پروردگار من نصرت ده مرا بانزال عذاب بر قومى كه فساد كنندگانند در پيدا كردن عمل شنيع لواط و بجا آوردن آن . پس حق سبحانه و تعالى در
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 517
پدیدآورندگان: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص۵۱۷