پرش به محتوای اصلی

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 344

پدیدآورندگان:

ص۳۴۴

وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً و اگر ميخواستيم ما هر آينه ميفرستاديم بعد از تو در هر شهرى پيغمبر بيم‌كننده‌اى اما ما به جهت تعظيم شأن تو اى محمد نبوت را بر تو ختم كرديم و تو را مبعوث بر كافهء خلايق ساختيم تا روز قيامت فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ پس اطاعت مكن تو كافران را يعنى مداهنه در كار ايشان منما وَ جاهِدْهُمْ و جهاد كن با ايشان بِهِ به ترك اطاعت كفار جِهاداً كَبِيراً جهاد كردنى بزرگ وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ و اوست آن قادرى كه ملاصق گردانيد دو دريا را بدون آنكه بهم آميخته گردند هذا عَذْبٌ فُراتٌ اين يكى آبيست شيرين و خوش‌مزه وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ و اين ديگر آبى شور و تلخ وَ جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً و گردانيد ميان اين دو دريا مانعى وَ حِجْراً مَحْجُوراً و حرامى حرام كرده شده ازين كه تغيير دهد يكى از آن دواب طعم ديگر را . در كتاب كافى از حسنين عليهما السلام روايت كرده كه حق تعالى ولايت ما ائمهء معصومين را عرض بر درياها و آبها كرد پس هر آبى كه قبول ولايت ما كرد عذب فرات گرديد و هر آب كه انكار ولايت ما نمود حق سبحانه و تعالى آن را تلخ و شور گردانيد . وَ هُوَ الَّذِي و اوست آن قادرى كه خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً آفريد بقدرت كاملهء خود از نطفه مادر و پدر آدمى را فَجَعَلَهُ پس گردانيد آن بشر را نَسَباً وَ صِهْراً خداوند نسب و دامادى يعنى بشر را دو قسم ساخت يكى مذكر كه نسب به آن تحقق مىپذيرد چنانچه گويند فلان بن فلان و ديگرى مؤنث كه