پرش به محتوای اصلی

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 295

پدیدآورندگان:

ص۲۹۵

در بر همزدن قرآن حاكم بر ثالث بود و « ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ » معويه لعنه اللَّه و فتن بنى اميه است و چون در حديث تفسير مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ نشده بعضى از اعاظم مترجمين كافى گفته كه مراد از آن شيطانست كه آن بر بالاى دوم و حاكم بر آنست و در هر دو حديث در تفسير وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ چنين است كه و هر كرا خداى تعالى مقرر نكرده و نگردانيده براى او نورى يعنى امامى از فرزندان فاطمهء زهرا عليها السلم پس نيست مر او را امامى كه در روز قيامت بوسيلهء آن امام ببهشت رود و مراد از عدم جعل خداى تعالى براى او امام اينست كه بنا بر عناد و شقاوت او توفيق متابعت امام زمان او را نميدهد و مقدر نميكند هدايت را براى او . أَ لَمْ تَرَ آيا ندانسته‌اى اى محمد أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ اينكه خداى تعالى منزه ميسازد او را هر كه در آسمانها و زمين است وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ و نيز منزه ميسازند خداى تعالى را مرغان در حالتى كه ما بين زمين و آسمان بالها گشاده باشند كُلٌّ هر يك از اهل آسمانها و زمين قَدْ عَلِمَ بتحقيق دانسته‌اند صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ دعاى خود را و تنزيه خود را . و ميتواند كه ضمير « علم » راجع بخداى تعالى باشد يعنى هر يك از أهل آسمانها و زمين بتحقيق دانسته است خداى تعالى صلاة و تسبيح آنها را و مؤيد اين توجيه است وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ و خداى تعالى داناست به آنچه ميكنند ايشان از طاعات و عبادات و غير آن و اين تعميم بعد از تخصيص است و آنچه از احاديث اهل بيت طيبين و طاهرين عليهم السلام ظاهر مىشود اينست كه « كل قد علم صلوته و تسبيحه » تتمهء « وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ » است به اين معنى كه مرغان در حالتى كه در ميان زمين و آسمان بالها گشاده‌اند دعا ميكنند و منزه ميسازند خداى تعالى را از غير لايق بان جناب و هر يك ازين مرغان ميدانند دعا و تسبيح خود را چنانچه در كتاب توحيد و همچنين در تفسير على بن ابراهيم از اصبغ بن نباته نقل كرده‌اند كه روزى ابن الكوا به خدمت