تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
مادر انبيا را مانند مادر خود تصور كرده باشد « نعوذ باللّه من هذه التصورات الباطلة و الكلمات الواهية »
قالَتْ
گفت مريم
إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ
بدرستى كه من پناه مىبرم بخداى بسيار بخشش از تو
إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا
اگر باشى تو پرهيزگار ؛ چه جاى آنكه اينچنين نباشى . و گفته‌اند كه « تقى » نام بدكار شريرى در آن زمان بود و مريم حال او را شنيده بود ؛ گمان برد كه مگر او است ، از او به حق سبحانه و تعالى پناه برد

[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 19 تا 21 ]

قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا ( 19 ) قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا ( 20 ) قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا ( 21 ) و چون روح الامين اضطراب مريم را ديد ،
قالَ
گفت
إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ
جز اين نيست كه من فرستادهء پروردگار توام كه به دو پناه مىبرى و مرا اينجا فرستاده
لِأَهَبَ لَكِ
تا من واسطهء بخشش پروردگار عالميان شوم بر تو
غُلاماً زَكِيًّا
پسرى پاك و ستوده بنبوت را ، اين توجيه بنا بر مذهب جمعى است كه غير خداى تعالى را موجد اشيا نمىدانند ؛ و اگر غير را موجد دانند چنانچه زعم بعضى است احتياج به اين توجيه نخواهد بود . و چون عادت جارى است بر اينكه فرزند از نطفهء مرد و زن بهم رسد بنا بر اين ،
قالَتْ
گفت مريم از روى استخبار
أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ
چگونه بود مرا پسرى
وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ
و حال آنكه مس نكرده مرا بطريق زوجيت و نكاح حلال بشرى زيرا كه اطلاق نمىكنند مس را مگر بنكاح حلال
وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا
و نبودم و نيستم من زناكار .
قالَ كَذلِكِ
گفت جبرئيل عليه السّلام : امر چنين است كه تو گفتى ؛ احدى تو را بطريق نكاح و بطريق سفاح دست نرسانيده
قالَ رَبُّكِ
گفت پروردگار تو
هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ
اين كار كه دادن ولد بدون نطفهء پدر است بر من آسان است