تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 44

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤٤
تذكره‌ها و كتب دسترس مؤلف در آن دوره را تفحص كردم نام و نشانى از او و اشعار او نيافتم ، بلى واله داغستانى در تذكرهء خود كه موسوم برياض الشعراء است عبارتى آورده است كه شايد منطبق با مؤلف باشد و آن اين است : مولانا قطب الدين از شعراى زمان بوده ؛ او راست :
چه آتشست محبت كه يك شرارهء او * ببحر اگر فكنى دود از آب بر خيزد
زلف پر پيچ ترا امروز تاب ديگر است * در خم هر پيچ و تابش آفتاب ديگر است
و نيز از اوست كه در شرح صحيفه و در محبوب القلوب هر دو نقل كرده است :
بيمن گريه طفل از مادر خود شير مىگيرد * دعا روى اجابت راز فيض چشم تر بيند « 1 »
و در صفحهء 87 محبوب القلوب چاپى گفته : و من هذا وقع لى فى بعض مناشداتى بالفارسية :
براى صحت عالم درشتيها به كار آيد * زتن كى خون فاسد بىگزند نيشتر جوشد
و در ص 86 آورده :
بيگانگى زخلق جهان عين وحدتست * ز ان آشناى كى نشود آشناى او
و نيز از اوست كه آن را نسبت به خود هم در شرح صحيفه و هم در محبوب القلوب آورده :
هامش
( 1 ) - در محبوب القلوب مصراع دوم را چنين ياد كرده ؛ دعاها را اجابتها زفيض چشم تر جوشد .