آيات مرا كه در كتاب شما در باب صفات پيغمبر و بشارت بر وجود اوست بثمن قليل كه آن لذات دنياى فانيه است ، چون احبار يهود دانستند كه اگر تحريف توراة ننمايند همه تصديق نبوت پيغمبر آخر الزمان مطابق فرمودهء توراة خواهند كرد ، پس نفعى كه از زيردستان بايشان ميرسيد آن بر طرف خواهد شد ، بنا بر اين شروع بتحريف توراة كردند ، و هر جا كه صفت پيغمبر آخر الزمان و بشارت بر وجود با جود او بود تغيير دادند تا باموال دو روزهء دنيا متمتع و برخوردار گردند ، از اين است كه حق تعالى فرموده :
« وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا »
وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ
و مرا بترسيد در بدل نمودن مطالب كتاب ربانى و حيّانى بحطام دنياى فانى . و
فى الحديث «
وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ
فى كتمان امر محمد و امر وصيّه » .
و در تفسير صاحب العسكر عليه الصلاة و السلام مرويست كه جمعى از يهود ميگفتند كه ما ميدانيم كه محمد پيغمبر و على وصى او است ، و از توراة بكرات و مرات بلكه از سائر كتب سماويه اينمعنى را دانستهايم اما اين محمد و على موجود در اين زمان آن محمد و على موعود نيستند ، بلكه آنها بعد از پانصد سال ديگر خواهند آمد ، پس حق تعالى در ردّ ايشان ميفرمايد كه :
وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ
و مخلوط مسازيد سخن حق را بسخن باطل كه شما بمحض انتفاع خود از زخارف دنيوى اختراع ميكنيد
وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ
اى « و لا تكتموا الحق » يعنى و مپوشيد حق را كه نبوت محمد و امامت على مرتضى است ، چنانچه در حديث آمده كه
« و تكتمون الحق من نبوة هذا و امامة هذا »
وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
و حال آنكه شما ميدانيد كه اين محمد موجود همان پيغمبر موعود در توراة است و اين على همان وصى معهود است .
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ
الف لام در « الصلاة » و در « الزكاة » الف لام عهد است يعنى بپاى داريد نمازى را كه مسلمانان بجا مىآورند و بدهيد زكات مال را چنانچه مسلمانان ميدهند و
فى تهذيب الاحكام عن اسحاق بن المبارك قال : سألت ابا ابراهيم عليه السّلام عن صدقة الفطرة أ هي ما قال اللَّه :
أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ
؟ فقال : « نعم »
و
فى رواية اخرى :