تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
بدرستى كه من گرداننده و آفريننده‌ام در جميع زمين شخصى را نائب و حجت خود تا آنكه در زمين ترويج حق و تضييع باطل نمايد و باقى ميدارم امر خلافت و وصايت را در نسل او با وجود آنكه از ذريت او فساد و سفك دماء ناشى خواهد شد ، القاء اين قول بر ملائكه قبل از وجود آن خليفه بواسطهء تعظيم شأن او و اظهار فضل اوست
قالُوا
گفتند : آن ملائكه از روى تعجب و طلب علم بمصلحت و حكمت خليفه گردانيدن بلكه ايجاد كردن اينچنين شخصى ، نه از روى اعتراض و انانيّت « 1 »
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها
آيا ايجاد ميكنى در زمين و خليفه ميگردانى كسى را كه فساد كند در زمين
وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ
و بريزد خونهاى امثال خود را ؟ اينمعنى يا به اختيار حق تعالى بر ايشان ظاهر شده چنانچه در ضمن ترجمهء «
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
» اشارتى بر اين رفت ، و يا آنكه از لوح المحفوظ اينمعنى را معلوم كردند
وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ
حال آنكه ما منزّه ميسازيم ترا از نقائص در حالتى كه متلبس باشيم به حمد و ثناى تو
وَ نُقَدِّسُ لَكَ
و فى الحديث : « اى نطهّر ارضك ممن يعصيك فاجعل ذلك الخليفة منا » و بعضى معنى «
وَ نُقَدِّسُ لَكَ
» را چنين گفته‌اند كه . « اى و نطهر انفسنا عن الذنوب لاجلك » يعنى و پاك ميسازيم نفوس خود را از گناهان بواسطهء تو ، پس ما معصوم و منزّهيم از ذنوب بايد كه ما احق بخلافت باشم ، نه ديگرى كه محفوف بذنوبست
قالَ
گفت خداى تعالى مر آن ملائكه را :
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
بدرستى كه من داناترم از حكمت آفرينش اين خليفه آنچه را كه شما نميدانيد ، و پى بحكمت آن نمىبرند .
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
و تعليم كرد حق تعالى آدم را أسماء اشياء همه را فى تفسير على بن ابراهيم : قوله «
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
» قال الامام عليه السلام : « أسماء الجبال و البحار و الاودية و النبات و الحيوان » و فى رواية اخرى : « أسماء انبياء اللَّه و اوليائه و عتاة اعدائه » در وجه توفيق ميان اين دو حديث چنين ميتوان
هامش
( 1 ) - بفتح همزه بمعنى تكبر كردن و لاف زدن است .