تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 800

مساهمون:

ص٨٠٠
و بعد از آن تنصيص فرموده كه
« لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ »
و آنجا شمهء از عبرت گرفتن به اين قصهء شريفه در صدر كتاب معيّن و مبرهن گشته و گفته‌اند كه معنى عبرت آنست كه نادانسته و نابوده را به دانسته و بوده بشناسند يعنى آن خداوندى كه بقدرت كامله ، يوسف نبى را عليه السّلام بعد از القاء در چاه به اوج عزت و جاه رسانيد و بعد از حبس و زندان بر تخت مملكت مصر سلطان گردانيد و از ذل بندگى به عزّ پادشاهى ترقى كرامت فرمود و پس از فرقت اقارب و عشاير به مواصلت و مقارنتشان مشرّف ساخت ، قادر است كه حضرت رسالت را صلّى اللّه عليه بر دشمنان نصرت كرامت فرمايد و باعزاز و اكرامش بر قريش استيلا و تفوق ارزانى دارد و اعدا را مقهور و مغلوب گرداند و نيز عبرتى ديگر آنست كه حضرت رسالت ( ص ) با آنكه پيش هيچ‌كس تلمذ نكرده بود و مطالعهء كتب ما تقدم ننموده واقعهء سالفه امم و انبياء سابقه به نوعى تقرير فرمود كه به‌آنچه در توراة و انجيل مذكور بود مطابق مىنمود بىزياده و نقصان و آن معجزهء بود دالّه بر صدق نبوّت وى عليه افضل الصّلاة و اكمل التحيّات
« ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى »
نيست اين قرآن حديث دروغ بافته بر هم نهاده تا عقلا از وى اعراض كنند و از قبول آن احتراز نمايند
« وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ »
و ليكن مصدقست و موافق مر كتابهائى را كه پيش از وى بوده چون توراة و انجيل
« وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ »
و بيانست هر چيزى را كه تصديق مصدق را درمىيابد و بندگان را بوى حاجت درمىافتد و در امور دين و شرايع
« وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ »
و راه‌نماينده‌ايست به رحمت و گشايش ، فضل و بخشايش مر آن كسانى را كه بوى مىگروند .
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 800 | معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )