تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
يافتم ، خطاب آيد كه اى بنده اگر ترا گناه نبودى من خلعت رحمت در كه پوشانيدمى ؟ و نثار مغفرت بر كه افشاندمى ؟ آنگاه جامى از شراب بر دست بنده دهند ، چون جرعهء از آن نوشد نعره‌زنان گرد صحراى قيامت برمىآيد و اين زمزمه اظهار مىكند .
تبسّطنا « 1 » على الآثام لمّا * راينا الغفور من ثمر الذّنوب
لطيفه ديگر - فى قوله تعالى
« أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ »
اى درويش پيش از آنكه برادران مر يوسف را نشناخته بودند او را عزيز مىخواندند
« يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ »
چون او را بشناختند تكلّف بيگانگى از ميان برخاست ، او را بنام او خواندند
« أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ »
قال شيخ الاستاد ابو على الدّقاق قدس سرّه « اذا صحّت المحبّة سقطت شروط الادب » چون محبّت درست شد و قواعدش استحكام پذيرفت رعايت ادب از ميان برخواست . شيخ يحيى معاذ رازى قدّس سرّه گفت : خداوندا چون ترا در ميان مردم مىخوانم ، چنان مىخوانم كه غلام حقيرى سيّد و مولاى خود را خواند . گويم : « يا اللّه يا علىّ و يا عظيم يا قدّوس يا جبّار » چون به خلوت روم چنانم كه دوستان مر دوستان را خوانند ، گويم : اى دوست من و اى حبيب من و اى رفيق من و اى شفيق من ، زيرا كه شرائط تعظيم به مذهب ارباب شرع واجب است و ليكن ارباب عشق انور ، هر چه گوئى بادب رهبر است ، طرق العشق كلّها آداب » . بيت
شتران مست شدستند و ببين « 2 » رقص كنان * ز اشتر مست چه جوئى ادب و علم و عمل
تا تو در پردهء عقلى به ادب بايد بود * عشق چون پرده برانداخت ادب را چه محل
هامش
( 1 ) - د : تبشطها على الآثام لما راينا العفو من اثر الذنوب - تبسطنا على الآثام لما راينا العفو من ثمر الذنوب . ( 2 ) - ح : شتران مست شدستند تو ببين رقص جمل تو ز اشتر مست .
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف ) — صفحة 720 | معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )